مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١١٠
جدا مطرح و تفسير مى كند و كمتر به بيان ارتباط آنها مى پردازد؛ ولى در سوره هاى كوچك تر آيات را گروه گروه مطرح مى نمايد. ب) مقايسه دو تفسير در بحثهاى ادبى: هنگامى كه نگاهى اجمالى به مباحث ادبى دو تفسير در ذيل آيات مختلف مى افكنيم، به اين مطلب دست مى يابيم كه ابوالفتوح در اين سنخ بحثها شبيه تبيان سخن گفته است و گاهى آن قدر اين مباحث و عبارات ابوالفتوح به عبارات تبيان شباهت دارد كه اين احتمال را تقويت مى كند كه ابوالفتوح بدون ديدن تبيان وارد اين مباحث نشده است؛ هرچند مى توان گفت كه روض الجنان در بيشتر موارد گسترده تر از تبيان وارد بحث شده است و از سوى ديگر مى توان اختصاصاتى نيز براى تفسير تبيان در بحثهاى ادبى پيدا كرد. ـ تأثيرپذيرى ابوالفتوح از تبيان در بحثهاى ادبى براى تأثيرپذيرى تفسير ابوالفتوح از تبيان به عنوان شاهد مى توانيم عبارت اين دو تفسير را در ذيل آيه ٣٤ سوره بقره در مورد «نوع استثنا» با هم مقايسه كنيم: تبيان: «وانّ الإستثناء في الآية استثناء منقطع كقوله تعالى: «ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّباعَ الظَّنِّ» وقوله: «فَلا صَرِيخَ لَهُمْ وَ لا هُمْ يُنْقَذُونَ * إِلاّ رَحْمَةً مِنّا» و كقول الشاعر ـ و هو النابغة ـ: وقفت فيها أصيلاً كى أسائلهااعيت جواباً وما بالربع من أحد». [١] روض الجنان: «و الاّ در آيت استثناى منقطع است؛ چنان كه خداى تعالى گفت: «ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلاَّ اتِّباعَ الظَّنِّ...» وقوله: «فَلا صَرِيخَ لَهُمْ وَ لا هُمْ يُنْقَذُونَ * إِلاّ رَحْمَةً مِنّا...» و نابغه گويد: وقَفتُ فيها أصيلاً لا اُسائِلُهاعَيَّت جواباً وما بالرَّبع من أحدٍ» [٢] براى موارد ديگر تأثيرپذيرى فقط به ذكر چند نمونه اكتفا مى كنيم: ١. نقش و
[١] تبيان، ج ١، ص ١٥١.[٢] روض الجنان، ج ١، ص ٢١١.