مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٩٩
خواه آنها كه ابوالفتوح ترجمه كرده و خواه آنها كه بدون ترجمه آورده، حذف كرده است. از اشعار، به ذكر برخى قطعات، كه به گمان مؤلف يا مؤلّفين زيباتر بوده، بسنده شده است. نكته شايان توجه آنكه در تلخيص گازر، الفاظ و عبارات ابوالفتوح به ندرت تغيير يافته اند؛ با اين همه، چنان كتاب انسجام دارد كه خواننده در هنگام مطالعه مطالب آن هيچ گاه احساس بريدگى و ناپيوستگى نمى كند و چون كتاب از مسائل اختلافى و جدالهاى لُغَت شناسان و فقيهان و عبارات مكرّر عربى پيراسته شده، ناچار هيچ گاه موجب خستگى و ملال خواننده نمى شود. وى اضافه مى كند در زمينه ترجمه، كار سيد گازر مى تواند از جهتى پراهميت تلقى گردد و مرحوم دكتر محدث كه به اين امر عنايتى نداشته، آن را فرو گذاشته است. گازر به اعتقاد وى ترجمه مستقلى عرضه نكرده و شايد هم از اساس قصد چنين كارى را هم نداشته است؛ با اين همه، در درون تفاسير او غالباً ترجمه آيات و حتى گاه دو سه گونه ترجمه يافت مى شود. نكته مهم در اين ترجمه ها آن است كه در بسيار از جاها با قالبهاى دستورى فارسى انطباق دارند. اگر اين ادعا درست باشد، آن گاه بايد گفت كه گازر در ميان مترجمان بزرگى كه از قرن چهارم تا قرن هشتم هجرى معرفى شده اند، در شمار معدود كسانى است كه بخشى از آيات الهى را نه به صورت معادل يابى و با حفظ ساختار نحو عربى، كه به زبان فارسى روان ترجمه كرده است. گازر در اين ترجمه، از سه منبع استفاده كرده است: يكى همان ترجمه هاى رسمى ابوالفتوح رازى در آغاز تفاسير، و ديگرى ترجمه هاى موردى وى در لابه لاى تفاسير، و سوم دانش و ذوق خود است كه باعث مى شده گاه كلمات و عباراتى بر ترجمه هاى تفسير گونه خود بيفزايد. اينجا تنها موردى است كه شخصيت گازر اندكى بروز مى نمايد و هويت تلاش او مشخص مى گردد. روش كارش چنين است كه غالباً چند جمله كوتاه درباره تفسير يك بخش از آيه