مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٢٠
يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ * وَأَنِ اعْبُدُونِي» [١] ؛ آيا با شما عهد نكردم اى فرزندان آدم كه شيطان را نپرستيد؛ زيرا او براى شما دشمن آشكار است و اينكه مرا بپرستيد؟ [٢] ابوالفتوح، در ذيل آيه ٢٤ سوره يوسف نيز روايات اسرائيلى را به دليل مخالفت آن با ادله عقلى، نادرست شمرده و پيامبران الهى را از هرگونه گناه صغيره و كبيره اى پاك و مبرّا دانسته است و از اين روى، بر اين باور است كه بايد آيه را بر وجهى تفسير و تأويل نمود كه موافق ادله عقلى و نقلى باشد. وى با توجه به وجوه مختلف معناى «همّ» در آيه ياد شده، تفسير درست آيه را يادآور شده، مى افزايد: «اما تفسير آيت بر وجهى كه مطابق ادله عقلى بود و موافق مذهب حق آن است كه حق تعالى همت با هر يك از ايشان اضافت كرد، جز كه از قراين ادله خالى نكرد آن را، عقلى و قرآنى؛ اگر چه مورد هر دو يكى است از قرائن همت يوسف را حمل كنند، على احسن الوجه و همت او را على وجه غير حسن كما يليق بهما و حكى اللّه عنهما...». [٣] طبرى، در ذيل آيه، رواياتى را از طريق سدّى، ابن اسحاق، ابن جريج، مجاهد و ابن عباس نقل نموده كه حضرت يوسف عليه السلام مقدمات ارتكاب گناه را فراهم ساخت و نيز رواياتى را در تفسير آيه «لَوْ لا أَنْ رَأى بُرْهانَ رَبِّهِ» در تبيين مفهوم «برهان» آورده كه همگى فاقد اعتبارند. طبرى پس از نقل روايات و بيان وجوه مختلف مى گويد: «شايسته ترين سخن اين است كه بگوييم خداوند متعال در مورد عزم متقابل يوسف و همسر عزيز [مصر] خبر داده است؛ البته اگر يوسف برهان پروردگار خود را
[١] يس (٣٦): آيه ٦٠.[٢] الميزان، ج ٨، ص ٣٧٨.[٣] روض الجنان، ج ١١، ص ٤٧ ـ ٥١.