مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٢١
أبعد؛ لأن هذا أوّلاً خبر واحد لا يجوز نسخ القرآن به اجمالاً». [١] در مواردى نيز بحثهاى علوم قرآنى مانند «نسخ»، در روض الجنان مطرح شده است كه تبيان خالى از آن است؛ مثلاً در پايان سوره كافرون آمده است كه: «... آيت «لَكُمْ دِينُكُمْ وَ لِيَ دِينِ» محكم باشد، منسوخ نبود به آيت السّيف؛ براى آنكه جمع مى توان كردن ميان او و آيت سَيف». [٢] ط) مقايسه تطبيقى دو تفسير در به كارگيرى حكايات، قصص، اشعار پندآموز و كلام عرفا: ابوالفتوح در روض الجنان قصص و حكايات اخلاقى، تربيتى و... را در زمينه مفاد آيه مورد بحث مطرح مى كند تا بتواند مفهوم آيه را با لطافت قصّه و داستان به روح مخاطب منتقل كند. اين ويژگى منحصر به تفسير روض الجنان مى باشد و در تفسير تبيان ديده نمى شود. براى نمونه، حكاياتى را از اين تفسير شريف نقل مى كنيم. در ذيل آيه «وَ امْرَأَتُهُ حَمّالَةَ الْحَطَبِ» [٣] از سوره مسد مى نويسد: «در اخبار هست كه: چون عقيل بن ابى طالب به نزديك معاويه رفت، ميان ايشان مزاحات رفتى و عقيل به حاضرجوابى معروف بود. يك روز عقيل در پيش معاويه رفت، جماعتى حاضر بودند. معاويه با ايشان نگريد، گفت: هذا عقيل عَمُّهُ ابولهب. عقيل گفت: هذا معاوية عَمَّتُهُ حمّالةُ الحطب!». [٤] ايشان گاهى براى تلطيف مطلب آيه، به اشعارى برگرفته از مفاد و معناى آيه استناد مى كند؛ مثلاً اشعار عربى زيادى در مورد تعفّف و مناعت طبع فقيران در ذيل آيه شريف: «لِلْفُقَراءِ الَّذِينَ أُحْصِرُوا فِي سَبِيلِ اللّهِ لا يَسْتَطِيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ...» [٥] از شاعران مختلف نقل مى كند. [٦]
[١] تبيان، ج ٢، ص ١٠٨.[٢] روض الجنان، ج ٢٠، ص ٤٣٧.[٣] مسد (١١١): آيه ٤.[٤] روض الجنان، ج ٢٠، ص ٤٥٧.[٥] بقره (٢): آيه ٢٧٣.[٦] روض الجنان، ج ٤، ص ٨٨ ـ ٨٩ .