مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٠١
يك نمونه همان است كه در تفسير آيه «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» در سوره نحل و نيز سوره انبيا آمده است. در اين آيه اهل ذكر تفسير به آل محمد (صلوات اللّه عليهم اجمعين) شده است. ظاهر آيه شريف «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ» كه در سوره نحل و سوره انبيا آمده است، مى طلبد كه خطاب متوجه به مشركان باشد؛ همانها كه نزول وحى را بر بشر و يا فردى از خودشان استبعاد مى كردند؛ چون مى گفتند خداوند چيزى بر بشر نازل نمى كند، و خداوند در آيه ٤١ فرموده است آيا اين براى مردم عجيب است كه ما به فردى از آنان وحى كنيم. بنابراين براى اينكه استبعاد نكنند، به آن فرصت مى دهد تا در اين باره از اهل كتاب كه در كنارشان و مورد اعتمادشان هستند، بپرسند. به همين جهت، در آيه سوره نحل مى گويد اگر شما با بينات و زبر، يعنى با كتاب و تاريخ پيامبران و امتهاى گذشته، آشنا نيستيد، مراجعه كنيد به كسانى از اهل كتاب كه داناى اين مسائل اند. باز بر اين اساس، در ادامه آيه سوره انبيا آمده است: «ما جسم پيامبران را به گونه اى قرار نداديم كه غذا نخورند و آنان نيز هميشه ماندگار و زنده در دنيا نخواهند بود». ادامه آيه بر اين پايه است كه آنان استبعاد مى كردند پيامبر انسانى باشد كه غذا بخورد و در بازار حركت كند. اين است ظاهر معناى دو آيه؛ يعنى منظور از تفسير اهل ذكر به اهل كتاب. با وجود اين، در تأويل اين آيه رواياتى آمده كه عموميت دارد؛ يعنى آيه همه دانشمندان و عالمان و در رأس آنان اهل بيت عليهم السلام را شامل مى شود. اين به دليل الغاى خصوصياتى است كه به آيه پيچيده شده و بر پايه اخذ به عموم لفظ و ملاك و مناط حكم است و اين همان است كه عقل مى گويد در همه عرصه هاى معرفتى جاهل بايد به عالم رجوع كند و اين، شامل همه فرهنگها مى شود. اين تأويل آيه است كه مفاد باطن آيه محسوب مى شود و هرگز تفسير به مبناى مفاد ظاهر آيه نيست.