مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٢٨
٦. جمع بندى و نتيجه گيرى
برايند نهايى بررسيها و مطالعات انجام گرفته درباره روايات اسرائيلى در تفسير ابوالفتوح و طبرى به نحو اختصار عبارت اند از: ١. بدون شك، ابوالفتوح در نگارش تفسير خود از تفاسير عامه، به ويژه طبرى و ثعلبى، بهره برده و احياناً متأثر بوده است. ٢. اين چنين نيست كه مفسر گرانقدر در همه موارد نقل داستانها و روايات اسرائيلى، متأثر از طبرى و ديگران باشد؛ بلكه در مواردى ديدگاه طبرى و مخالفان را نپذيرفته است. ٣. با مطالعه نمونه هاى روايات اسرائيلى در تفسير ابوالفتوح و مقايسه آنها، مى توان ادعا نمود كه موارد نقد و بررسى روايات، بيش از نقل صرف آنهاست. ٤. تفسير طبرى، برخلاف تفسير ابوالفتوح، مملوّ از اسرائيليات و روايات برگرفته از دانشمندان اهل كتاب است و جز مواردى اندك، به نقد و ارزيابى آنها نپرداخته است. ٥. تلاش مرحوم شعرانى در دفاع از ابوالفتوح در نقل روايات ضعيف از عامه، درخور تأمل است و توجيهات وى در اين باره نيز پذيرفتنى نيست؛ چه اينكه ابوالفتوح در مواضعى، آشكارا روايات ضعيف را مردود شمرده و در پاره اى موارد بى طرفانه صرفاً به نقل آنها بسنده كرده است و اينكه گفته اند قصص و حكايات انبياى گذشته، منشأ حكمى از احكام شرعى نيست، محل اشكال است. چه بسا بتوان از آيات مرتبط با داستانهاى پيامبران، احكام كلى الهى را استنباط نمود و دليلى بر حصر قلمرو احكام شرعى در محدوده آيات احكام قرآنى نيست و از همه مهم تر، نقل داستانها و افسانه هاى دروغين به عنوان تفسير آيات قرآنى نيز پسنديده نيست؛ زيرا اولاً، سبك و شيوه قصه گويى قرآن مبتنى بر حقايق و واقعيات است، نه