مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٤
مسجد مدينه نشسته بود... رسول عليه السلام گفت: يا على! تو ندانى كه هر كه ما را دوست دارد و دعوى دوستى ما كند، با ما باشد و در درجه ما باشد: «فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ» و اين حديث ثعلبى در تفسير اين آيه آورد». [١] ١٦. در ذيل آيه نوزده سوره الرحمن: «مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ... يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤلُؤ وَ الْمَرْجانُ» مى نويسد: «و در تفسير اهل البيت هست كه مراد به اين دو دريا على و فاطمه است... از آن دو دريا لؤلؤ و مرجان برون آيد؛ يعنى حسن و حسين عليهماالسلام... و آن قول كه حكايت كرديم از اهل البيت كه درياها على و فاطمه است، ثعلبى در تفسيرش به اسناد از سفيان ثورى و سعيد جبير بياورده است». [٢] ١٧. و در ذيل آيه «وَ أَنْ لَيْسَ لِلاْءِنْسانِ إِلاّ ما سَعى» از سوره نجم مى نويسد: «و ثعلبى در تفسيرش از ابوالقاسم بن حبيب عن ابراهيم بن مضارب عن ابيه بياورد كه او گفت عبداللّه بن طاهر والى خراسان حسين بن الفضل را بخواند و گفت: سه آيه مشكل است در قرآن...». [٣] ١٨. در ذيل آيات سوره هل اتى گويد: «عامه مفسران و اهل اخبار جمله گفتند اين آيات من قوله تعالى «إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ... وَ كانَ سَعْيُكُمْ مَشْكُوراً» در[باره] اميرالمؤمنين و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام آمد و كنيزكى كه ايشان را بود «فضّه» نام، و فضّه اين بود كه ليث روايت كرد از مجاهد از عبداللّه عباس و اين خبر به چند طريق بياورد ثعلبى مفسّر، امام
[١] همان، ص ١٧٤.[٢] تفسير ثعلبى، ج ٩، ص ١٨٢.[٣] همان، ص ١٥٤.