مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٠٧
عاقبت تكذيب كنندگان چگونه است. و در همين سياق مى گويد: «وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلاّ رِجالاً نُوحِي إِلَيْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ»؛ هميشه شيوه ما چنين بوده است كه فردى را همراه با وحى فرو مى فرستاده ايم تا انسانها را هدايت كند و اين وظيفه انسانهاست كه به او متوجه شوند و از او بپرسند و فرا گيرند، اگر نمى دانند. آيه در اين سياق، مردم را به حجتهاى الهى ارجاع مى دهد و هرگز شبهه به سان اول مطرح نيست تا پاسخ آن ارجاع به اهل كتاب جهت داورى آنان باشد. اساساً آن گونه كه يادآور شديم، مشركان مكه ابراهيم، نوح، موسى و عيسى را فرشته نمى دانستند؛ آنان به خوبى مى دانستند كه انبياى گذشته از جنس بشر بوده اند و تنها شبهه آنان اين بود كه چرا بايد چنين باشد؛ چرا شيوه هدايت خداوند اين گونه است. گفتار مؤلف محترم در چگونگى تطبيق و تأويل آيه بر امامان عليهم السلام مشابه گفتارى است كه علامه طباطبايى به تفصيل در بحث روايى الميزان [١] پس از ذكر روايات آورده است. [٢] با اين تفاوت كه علامه طباطبايى بين ظهور سياقى و ظهور غير سياقى آيه تفكيك مى كند و روايات را در راستاى بيان ظهور غير سياقى آيه مى داند (دقّت كنيد)
٢. درستى و اعتبار مجموعه هاى روايات تفسيرى
پاسخ به برخى از نمونه هاى ارائه شده به وسيله مؤلف التفسير و المفسرون: [٣]
[١] الميزان، ج ١٢، ص ٢٨٥.[٢] درباره بخشهاى ديگر سخن مؤلف محترم التفسير و المفسرون شما را ارجاع مى دهيم به مقاله «دفاع از حديث» در مجله علوم حديث، سال اول، ش ٢.[٣] ر.ك: التفسير و المفسرون، ج ١، ص ٤٧٦.