مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٩٦
جَعَلَ مِنْها زَوْجَها...» [١] و منها راجع است با نفس آدم». وى همچنين به داورى امير مؤمنان عليه السلام در خصوص فرد خنثايى اشاره نمود كه حضرت عليه السلام از طريق شمارش دنده هاى وى مرد بودن او را ثابت نمود و حكم كرد كه جامه زنان را از او بركنند و جامه مردان را بر او بپوشانند و از ميان او و شوهرش جدا سازند. ابوالفتوح اين داستان و حكم را دليل بر صحت قول مختار خود دانسته اند. [٢]
٣.٤. داستان ذبح گاو بنى اسرائيل
ابوالفتوح رازى در ذيل آيه شريف ٦٧ سوره بقره، به تفصيل اقوال و رواياتى را از عطاء، سدّى، كلبى، عكرمه، ابن عباس و وهب بن منبه نقل نموده است و بدين ترتيب، تلاش كرده تا با بهره گيرى از روايات تاريخى، سبب و انگيزه قتل و جزئيات اين رويداد تبيين گردد. از جمله تفاسيرى كه اين داستان را با آميزه اى از داستان عشقى نقل كرده اند، مى توان به جامع البيان ابن كثير، الدر المنثور، كشف الاسرار، تفسير القمى، مجمع البيان، تفسير ابوالفتوح و تفسير گازر اشاره كرد. در برخى از روايات، افرادى نظير مجاهد، وهب، ابن جريج، محمد بن كعب قرظى حضور دارند كه همگى از راويان اسرائيليات هستند. در تفسير روض الجنان و نيز گازر اين قصّه از قول ابن عباس و وهب بن منبه با تفصيل فراوان بيان شده است. عبداللّه بن عباس و وهب بن منبه گفتند: «مردى صالح بود در بنى اسرائيل، و او را پسرى طفل بود و گوساله اى داشت.
[١] اعراف (٧): آيه ١٨٩.[٢] ر.ك: روض الجنان، ج ١، ص ٢١٨ ـ ٢١٦؛ ج ٩، ص ٣٧؛ ذيل آيه ١٨٩ اعراف؛ و هم از آدم جفت او را كه حواست بيافريد؛ چنان كه در اخبار آمد كه: حوا را از پهلوى چپ آدم بيافريد، و ظاهر آيت دليل اين مى كند.