مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٣
١٣. در ذيل آيه هاى ٣٤ و ٣٥ سوره نجم «أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلّى * وَأَعْطى قَلِيلاً وَأَكْدى» گويد: «عبداللّه عباس گفت و سدّى و كلبى و مسيّب بن شريك كه اين آيه در حق عثمان ابن عفان آمد كه او عادت داشت كه صدقه و نفعة نيكو كردى. برادرى بود او را از جهت رضاع نام او عبداللّه بن سعد بن ابى سرح و او منافق بود. او را ملامت كرد بر آن دادن، گفت: چنين كه تو مى كنى، زود درويش شوى و محتاج گردى. عثمان گفت: من گناهان بسيار دارم اين براى آن مى كنم تا كفاره گناهان من شود. او گفت: اين شتر كه دارى با رحل و آلت به من ده من جمله گناهان تو برگيرم، شتر بدو داد و گواه برگرفت و دست از آن صدقه دادن برداشت. خداى تعالى اين آيه فرستاد: «أَ فَرَأَيْتَ الَّذِي تَوَلّى» ديدى اى محمد آن مرد كه بگريخت و پشت به هزيمت كرد در روز اُحُد «وَ أَعْطى قَلِيلاً» و چيزى اندك داد به صاحبش ـ عبداللّه بن سعد ـ يعنى آن شتر كه به او داد «وَ أَكْدى» ، أى قطع خيره و عطاه و آن خير كه مى كرد باز گرفت چون آيت آمد بر آن متأسّف شد و با سرخير كردن رفت. و اين خبر را ابو اسحاق الثعلبى المفسّر امام اصحاب الحديث در تفسير خود آورد». [١] ١٤. در ذيل آيه ١٢ سوره حجرات «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا...» سه روايت را دال بر اينكه عمر تجسّس كرده و به او اشكال كرده اند، نقل مى كند. آن گاه مى نويسد: «اين جمله اخبار ثعلبى در تفسيرش آورد و او از جمله ائمه اصحاب الحديث است». [٢] ١٥. در ذيل آيه آخر سوره قمر «فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ» مى نويسد: «عاصم بن حمزة روايت كرد از جابر عبداللّه انصارى كه يك روز رسول عليه السلامدر
[١] تفسير ثعلبى، ج ٩، ص ١٥٠.[٢] همان، ص ٨٣.