مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٦٠
مى آوريم.
ابوالفتوح رازى:
«مفسران خلاف كردند در سبب نزول آيه و آنكه در حق كه آمد. ضحاك گفت آيه در زبير و مقداد فرود آمد. جماعتى ديگر از مفسران گفتند كه آيه در خبيب رومى آمد كه او برخاست تا هجرت كند و بيايد از مكه به مدينه. قريش چون دانستند، از پى او بيامدند. چون در او رسيدند، او از شتر فرود آمد و كمان به زه كرد... . خداى تعالى اين آيه بفرستاد. و اين قول سعيد ابن المسيب است و اين قول خطاست... و بعضى ديگر گفتند كه اين آيه در باب امر به معروف و نهى از منكر آمد و .... عبداللّه عباس گفت در تفسير اهل البيت آمده است كه آيه در شأن اميرالمؤمنين وارد شد در شب غار. چون رسول خدا صلى الله عليه و آله از مكه به مدينه خواست آمدن و آن شب مشركان قصد آن كردند كه بر پيامبر صلى الله عليه و آله فرو شوند و او را بكشند، جبرئيل آمد و رسول خدا صلى الله عليه و آله را از مكر ايشان خبر داد. رسول صلى الله عليه و آله گفت: پس چه بايد كردن؟ گفت: تو را ببايد رفتن و على را بر جاى خود خواباندن... . رسول خدا صلى الله عليه و آله كس فرستاد و على را بخواند، گفت: يا اخى! مشركان امشب به كشتن من عزم كرده اند. خداى تعالى مرا فرمايد كه از مكه برو، و تو را مى فرمايد بر جاى من بخسبى تا اگر مشركان قصد كنند، به تو رفع شود... . اميرالمؤمنين بگريست. رسول خدا صلى الله عليه و آلهفرمود: يا على من كنت جباناً، اجزعاً من الموت تبكى؟ گفت: يا رسول اللّه ! نه، ولكن براى آن مى گريم كه چرا يك جان دارم كه به يك بار فداى تو كنم. اى كاش مرا هزار جان بودى تا به هر نوبت جانى فدا كردمى! آن گه رسول از سرا بيرون آمد، شب تاريك شده بود و آنان كه راه او را مى داشتند، نشسته بودند به دو صف، برابر يكديگر. به نزد ايشان فراز آمد. خداى تعالى خواب را بر ايشان گماشت تا رسول خدا صلى الله عليه و آلهمشتى از خاك بر سر هر يكى كرد و بخواند: «و جعلنا من بينِ أيديهم سدّاً و مِن خلفِهم سدّاً فأغشيناهم فهُم لايُبْصرونَ». ايشان از آن خواب درآمدند، بر سر