مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٩٠
در هر صورت، رواياتى كه براى فهم قرآن ضرورى است و بى اعتنايى به آن ما را از فهم دقيق و درست قرآن دور مى سازد، امروز براى برخى، مشكلى در راه فهم قرآن گرديده است. ولى اگر درست به اين روايات تفسيرى توجه شود و با دقت و تعمق در آنها نگريسته شود، البته براى اهل و آشناى با روايات، چندان راهگشاست كه قابل تصور نيست.
پاسخ به شبهات
به نظر مى رسد اين شبهات دليل قانع كننده اى بر فاصله گيرى ما از روايات تفسيرى نيست و به هر كدام با كمى دقت مى توان پاسخ داد، به اين قرار:
جواب شبهه يك
برخى از روايات تفسيرى ما متواتر است؛ يعنى گاهى براى بيان يك شأن نزول و يا تفسير يك آيه و تطبيق آن بر يك فرد، روايات متعدّدى به ما رسيده است كه به طور يقيق پرده از يك حقيقت در آيه قرآن برمى گيرد. پس اين قبيل روايات، مشكلى ندارد و تكيه مفسّر در تفسير قرآن بر آن كاملاً صحيح است. روايات ديگرى هست كه گرچه واحد است، محفوف به قرينه قطعى است؛ به گونه اى كه شواهد بسيارى روايت تفسيرى را تأييد مى كند و از اين طريق به تفسيرى كه در آن تك روايت آمده است، يقين پيدا مى كنيم. حجّيت چنين خبر واحد محفوف به قرينه قطعى هم در جاى خود ثابت شده است و تكيه مفسّر بر آن بى شبهه است. مى رسيم به دسته اى از روايات تفسيرى كه متواتر و يا واحد محفوف به قرينه قطعى نيست، ولى قرائنى روايات تفسيرى را تأييد مى كند كه بر اثر آن اطمينان به