مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٤٧
پند و اندرزهاى دينى باشد و از عنصر خيال هم بى بهره نباشد. ٢. نبايد فراموش نمود كه ابوالفتوح تفسير خود را در زمانى نوشته كه دين رسمى در آن زمان اهل سنت بوده و عمده مباحث مطرح شده، همان دين رسمى بوده و وى مجبور مى شده كه بر همان مشى قوم حركت نمايد و از همان منابع استفاده نمايد. ٣. شايد ابوالفتوح خواسته انديشه هاى شيعه را در لابه لاى اين روايات طرح و بررسى كند و لذا وى توانسته انديشه هاى كلامى و فقهى و تفسيرى شيعه را در لابه لاى اين تفسير آن هم بدون هيچ گونه تعصبى مطرح نمايد. و در عين حال نمى توان منكر شد كه ابوالفتوح در نقل اين روايات و قصه ها به آنها به ديده اعتماد مى نگريسته و چندان به درايت حديث و رجال آن توجهى نمى كرده و به قول معروف «انظر الى ما قال و لا تنظر الى من قال؛ نگاه كن به آنچه گفته مى شود و نگاه نكن به گوينده سخن». البته ابوالفتوح در بعضى موارد كه روايتى منكرى را نقل مى كند، تذكر مى دهد، امّا در مجموع آنها را تلقى به قبول مى كند.
٢. فضايل اهل بيت عليهم السلام در روايات ابوهريره
بر خلاف اينكه گفته اند ابوهريره با اهل بيت رسول خدا عناد داشته است، برخى از روايات او، خصوصا قبل از استيلاى بنى اميه، تصوير ديگرى از وى ارائه مى دهد. وى از رسول خدا نقل مى كند كه: آدم عليه السلام پس از آفريده شدن، اشباحى را در عرش مشاهده كرد بر صورت خود. از خدا درباره آنان سؤال نمود. پاسخ شنيد كه اين پنج تن از نسل تو هستند و اگر اينان نبودند، تو را نمى آفريدم: «و لولاهم لمّا خلقتك، فانا المحمود و هذا محمد وانا العالى و هذا على و انا الفاطر و هذه فاطمة و انا ذوالاحسان و هذا الحسن وانا المحسن و هذا الحسين». به عزّت و جلال من كه هيچ بنده اى نباشد كه پيش من آيد و به اندازه چند دانه سپند (اسفند) بغض اينان