مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٩٥
قرار گيرد، چه رواياتى كه ظهر و ظاهر قرآن را بازگو مى كند و چه رواياتى كه از بطون قرآن سخن مى گويد.
جواب شبهه هشتم
ما در اعتبار روايات ثابت كرده ايم كه تنها راه اعتبار، اعتبار سندى نيست؛ بلكه مبناى اكثر فقيهان و عالمان شيعه، حجّيت خبر موثوق به است و وثوق به خبر، گاه از راه وثاقت راوى، يعنى اعتبار سندى، است و گاه از راه قرائن داخلى و خارجى ديگرى است كه اين وثوق به صدور خبر را براى ما پديد مى آورد. اين مبنا معروف و شناخته شده و مقبول بيشتر فقيهان و عالمان شيعه است. بر اين مبنا روايات تفسيرى اعتبار شايسته اى دارد و چنين نيست كه اكثر آنها بى اعتبار باشد. گفتنى است برخى از روايات به دليل متنشان حجت مى شود. به علاوه، روايات تفسيرى براى ما در تفسير آيات راهگشاست؛ گرچه گاه شرايط حجيت و اعتبار را نداشته باشد.
جواب شبهه نهم
اگر معناى تفسير قرآن به قرآن اين باشد، غلط است و نياز به روايات در تفسير آيات قطعى است. البته معانى واضح بسيارى از آيات نياز به روايت ندارد، ولى در آيات كمى، برابر رسيدن به عمق آيات نيازمند روايات تفسيرى هستيم و هرگز تفسير قرآن به قرآن، ما را از روايات بى نياز نمى سازد؛ چرا كه حتى، شيوه تفسير قرآن به قرآن را از روايات مى آموزيم. لذا توجه به روايات تفسيرى ضرورت دارد و هيچ دليلى توجيه گر دورى ما از روايات تفسيرى نخواهد بود. در اينجا مناسب است به سخن علامه طباطبايى در مقدمه تفسير خود [١] و نيز ديگر سخن ايشان در متن تفسير [٢] مراجعه شود؛ چون اين بزرگوار حقيقت
[١] الميزان، مقدّمه، ج ١، ص ٩ و ١٢.[٢] الميزان، ج ٣، ص ٨٧ .