مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣١٨
آيه بر آن نيست». {-١٠-}
٢. ٥. ظهور و شهرت بيشتر روايت
ابوالفتوح، در مواردى كه ذيل آيات روايات مختلف و متعارض وجود دارد، روايتى را ترجيح مى دهد كه اولاً، با سياق و ظهور آيه سازگارتر باشد و ثانياً، روايتى را مى پذيرد كه ظهور و شهرت بيشترى داشته باشد. وى در ذيل آيات ١٠١ تا ١٠٧ سوره صافّات، ضمن نقل روايات متعارض و آراى گوناگون درباره اينكه كدام يك از فرزندان حضرت ابراهيم عليه السلام ذبيح است، قول ذبيح بودن اسماعيل را ترجيح داده، مى نويسد: «و در اخبار ما اين ظاهرتر است و بيشتر و اگر چه آن نيز در اخبار ما آمده است». [٢] همان طور كه قبلاً گذشت طبرى بر اساس ظاهر قرآن، روايت ذبيح بودن اسحاق را داراى اعتبارى بيشتر دانسته است؛ [٣] گرچه از قول عبداللّه بن عباس حكايت شده است كه از او پرسيدند كه ذبيح كه بود از فرزندان خليل؟ گفت: يهوديان گمان كردند و دروغ پنداشتند كه ذبيح اسحاق بود. وى از پيامبر اكرم روايت كرده كه ذبيح اسماعيل بود. [٤]
٣. ٥. مخالفت با ادله عقلى معتبر
ابوالفتوح، اغلب رواياتى را كه مفاد آنها با ادله عقلى معتبر ناسازگار بوده، نقد نموده و نپذيرفته است، به ويژه در مواردى كه با عصمت پيامبران بزرگ الهى منافى
[١] الميزان، ج ٤، ص ١٣٦؛ نيز ج ١، ص ١٤٧.[٢] روض الجنان، ج ١٦، ص ٢١٠ ـ ٢١٣.[٣] ر.ك: جامع البيان، ج ١٠، ص ٥١١.[٤] روض الجنان، ج ١٦، ص ٢١٢؛ نيز جامع البيان، ج ١٠، ص ٥١٣ ـ ٥١٤؛ مجمع البيان، ج ٧ ـ ٨ ، ص ٧٠٧.