مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٩٥
٤. نمونه هايى از روايات اسرائيلى در تفسير ابوالفتوح
١.٤. شجره ممنوعه
ابوالفتوح در ذيل آيه ٣٥ سوره بقره درباره «شجره ممنوعه» مى نويسد: «خلاف كردند در آنكه ايشان ممنوع از جنس درخت بودند يا از عين درخت، بقوله: هذه الشجره. بيشتر علما بر آن اند كه ايشان از جنس درخت ممنوع بودند. خلاف كردند در آنكه چه درختى بود. عبداللّه مسعود و سدّى گفتند: درخت انگور بود. ابن جريج گفت: درخت انجير بود. از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت كرده اند كه او گفت درخت كافور بود. كلبى گفت: درخت علم بود، يعنى علم خير و شر. محمد كعب و مقاتل گفتند و بيشتر مفسران و اهل اخبار كه: درخت گندم بود». [١]
٢.٤. آفرينش حوا از دنده چپ آدم عليه السلام
ابوالفتوح در ذيل آيه ٣٩ بقره درباره نحوه آفرينش حوا مى نويسد: «علما خلاف كردند در خلق حوا. بعضى گفتند: خداى تعالى او را از بقيه طينت آدم آفريد، و درست آن است كه در خبر آمد كه: چون آدم عليه السلام در بهشت بنشست، تنها بود و مستوحش مى شد از تنهايى. خداى تعالى خواب بر آدم افكند تا آدم بخفت. پس بفرمود تا از پهلوى چپ او استخوان بگرفتند و خداى از آن استخوان حوا را بيافريد بر صورت آدم، با جمال تمام و حلّه هاى بهشت در او پوشانيد و او را به انواع زينت بياراست تا بيامد بر سرينان آدم بنشست... و در خبر است كه رسول عليه السلام گفت: خداى تعالى زنان را از استخوان پهلو آفريد و آن كژ باشد، اگر خواهى تا راست باز كنى بشكنى، و اگر استمتاع كنى بدو در او كژى باشد. و ظاهر قرآن بر اين است، فى قوله تعالى: «هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ
[١] روض الجنان، ج ١، ص ٢٢٠.