مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٥٨
اسرئيليات به حساب آورده اند. افسانه غرانيق [١] و داستان جدايى زينب دخت جحش، از شوهرش زيد بن حارثه، و ازدواج پيامبر صلى الله عليه و آلهبا وى [٢] نمونه هاى روشنى از اين اخبار برساخته است. [٣] اينكه تفسير پژوهان و حديث شناسان بر همه اين اخبار و گزارشها لفظ اسرائيليات را اطلاق كرده اند، از اين جهت است كه در ميان اين اخبار، اخبارى كه صبغه يهودى دارد بر ديگر خبرها غالب است؛ زيرا از سويى غالب اين اخبار خرافى و بى بنيان در اصل و اساس به يك منبع يهودى بر مى گردد. از سوى ديگر، همچنان كه خداوند نيز فرموده است [٤] ، يهوديان دشمن ترين و كينه توزترين مردمان در برابر اسلام و مسلمانان بوده اند. [٥] برخى از تفسيرشناسان معاصر را عقيده بر اين است كه مبدأ ورود اسرائيليات عهد صحابه است؛ زيرا قرآن با تورات و انجيل در ذكر پاره اى از مسائل اشتراك و اتفاق دارد؛ با اين تفاوت كه آنچه درباره اين گونه مسائل در قرآن آمده، موجز است؛ اما در تورات و انجيل بسط و اطناب يافته است. بنابراين صحابه وقتى به يكى از داستانهاى قرآن مى رسيدند مايل بودند از جزئياتى كه قرآن از ذكر آنها چشم پوشيده آگاه گردند. بنابراين نتيجةً به اهل كتاب رجوع مى كردند. [٦] وقتى نوبت به نسلهاى بعد، يعنى تابعان و اتباع ايشان رسيد، آنان در اخذ اين گونه اخبار از اهل كتاب سهل گرفتند و در نتيجه در دوره تابعين و اتباع
[١] درباره اين افسانه و ادلّه جعلى بودن آن ر.ك: تاريخ قرآن، ص ١٤٨ ـ ١٦٥.[٢] درباره اين داستان و دلايل جعلى بودن آن رجوع شود به: روض الجنان، ج ١٥، ص ٤٢٤ ـ ٤٣١.[٣] الاسرائيليات، ص ١٩ ـ ٢٠.[٤] «لَتَجِدَنَّ أَشَدَّ النّاسِ عَداوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا ...» . مائده (٥)، آيه ٨٢ .[٥] الاسرائيليات، ص ٢١.[٦] التفسير و المفسرون، ج ١، ص ١٦٩؛ نيز ر.ك: همان، ص ٦١ ـ ٦٢.