مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١١٤
«والسفهاء جمع سفيه، مثل علماء و عليم و حكماء و حكيم، و السفيه: الضعيف الرأى الجاهل القليل المعرفة بمواضع المنافع والمضارّ ولذلك سمّى اللّه الصبيان سفهاء بقوله: «لا تُؤتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ...». [١] «و سفهاء جمع سفيه باشد؛ مثل: علماء و عليم، حكماء و حكيم، و سفه ضعف رأى و جهل بود به مواضع منافع و مضارّ و از اين كار را خداى تعالى زنان را و اطفال را سفهاء خواند، فى قوله: «وَلا تُؤتُوا السُّفَهاءَ أَمْوالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللّهُ لَكُمْ قِياماً»». [٢] در معناى واژه هاى ديگرى مثل «ايمان، رزق، كفر، خسران، عمه، ندّ» و... نيز عبارات اين دو تفسير يكسان مى باشند؛ به طورى كه گاهى شواهد شعرى و اقوال نيز مشابه اند. [٣] در تبيين معناى واژه ها، اين دو تفسير داراى اختصاصاتى نيز مى باشند؛ يعنى در تفسير ابوالفتوح معنايى براى آن واژه ها ذكر شده كه شيخ طوسى در تبيان معناى ديگرى براى آن واژه بيان فرموده است؛ مثلاً در تعريف واژه «يقين» بين ابوالفتوح و شيخ طوسى اختلاف وجود دارد: متن تبيان: «والايقان بالشيء هو العلم به وسمّى يقيناً لحصول القطع عليه وسكون النفس إليه». [٤] متن روض الجنان: «و يقين هر علمى باشد مستدرك. پس شك، سواء اگر ضرورى بود و اگر اكتسابى. و از اين كار نگويند كه: من وجود خود به يقين مى دانم، كه اين علم نه مستدرك است و خداى را (جلّ جلاله) عالم خوانند و متيقّن نخوانند؛ براى
[١] تبيان، ج ١، ص ٧٧.[٢] روض الجنان، ج ١، ص ١٢٤.[٣] تبيان، ج ١، ص ٥٤ و ٥٥، ٥٧، ٦٠، ١٢١، ٨١، ١٠١؛ روض الجنان، ج ١، ص ١٠٢، ١٠٣، ١٠٦، ١١٢، ١٢٩، ١٥٩، ١٦٠ .[٤] تبيان، ج ١، ص ٥٨ .