مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٠٨
ايشان پس از مطرح ساختن موضوع وضع در روايات تفسيرى، با خرسندى اظهار مى دارد كه اين روايات موضوع و مجعول سند درستى ندارد؛ و تنها برخى از روايات مجامع روايى مشتمل بر اين احاديث، اعتبار سندى دارد و آن گاه به اين دست از مجموعه هاى روايات تفسيرى اشاره مى كند: ١. تفسير عياشى؛ ٢. تفسير فرات كوفى؛ ٣. تفسير ابوالجارود؛ ٤. تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام؛ ٥. تفسير احمد بن محمّد سيارى؛ ٦. تفسير نعمانى؛ ٧. تفسير على بن ابراهيم قمى؛ ٨. تفسير نور الثقلين؛ ٩. تفسير البرهان. و سپس درباره هر كدام سخنى مى آورد تا آنها را از اعتبار بيندازد؛ مثلاً درباره تفسير عياشى مى نويسد: چون سند اين تفسير حذف شده، اين تفسير از حجّيت و اعتبار افتاده است، و همين را نيز درباره تفسير فرات مى گويد. آن گاه مى نويسد: «هذه تفاسير روايات مستندة الى أئمّة أهل البيت و قد اصبحت مقطوعة الاسناد فاقدة الاعتبار لا يجوز الاستناد اليها فى معرفة آراء الأئمّة عليهم السلام مع التفسير. سپس درباره تفسير ابوالجارود مى گويد اين تفسير ضعيف است؛ آن گونه كه هيچ اعتبارى ندارد، و يا اينكه اين فرد ضعيف است و هيچ مورد اعتبار نيست. درباره تفسير منسوب به امام حسن عسكرى عليه السلام و راويان آن تفسير نيز مطالبى مى آورد و درباره خود آن تفسير مى نويسد: «غير ان النفرين الاولين مجهولان و الراوى عنهما ايضاً مجهول. فهنا ثلاثه مجاهيل حفّوا بهذا التفسير المتبور». درباره تفسير پراكنده و مختصر سيارى مى نويسد: وى ضعيف الحديث، فاسد المذهب و ... است و قميّون روايات سيّارى را از كتب حديث حذف مى كرده اند. ايشان درباره تفسير نعمانى هم مى نويسد: «تفسير مجعول لم يعرف واضعه». درباره تفسير على بن ابراهيم قمى مى نويسد: اين تفسير را يكى از شاگردان