مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٩٢
كتاب ديده مى شود؛ مثل ذكر افعال شرطى، ترديدى، مطيعى و استمرارى با ياى مجهول و استعمال مُتكلم مع الغير، در فعلهاى ترديدى، و اين سبك يادگار لهجه محلى رازى است كه در رى و توابع آن متداول بوده است. استعمال افعال مكرّر و عدم حذف افعال به قرينه خبر به ندرت، از ديگر ويژگيهاى تفسير مذكور مى باشد كه نثر قبل از آن را در اذهان تداعى مى كند، امّا شيوه اى كه منحصر به آن است، مفرد آوردن جمع مخاطب مى باشد. [١] تفسير ابوالفتوح رازى در بيست جزء تنظيم گرديده است. مولّف در تفسير هر يك از سُوَر، اطلاعاتى را درباره نام، شماره آيات و اينكه مكّى است يا مدنى و نظرهاى قُرا را درباره آيات آن و مطالبى از اين قبيل ذكر مى كند و آن گاه به نقل و ترجمه آيات و تفسير هر يك و ذكر نظر خود درباره معانى لغات و قرائات آنها مى پردازد و داستانها و حكايتهاى مربوط به آن را مذكور مى دارد و در بسيارى از موارد نظرهايى را درباره مسايل فقهى و كلامى ارائه مى دهد. روض الجنان از حيث اشتمال بر فرايد لغوى و دستورى و نثر ساده اى كه دارد، حائز اهميت است. [٢] اين تفسير از مهم ترين و گرانقدرترين تفاسير شيعه است و در ذكر روايات گاهى عين روايت را نقل مى كند و گاهى هم ضمن نقل حديث مشخص مى كند كه قول از كيست و گاهى نيز به بحث لُغوى مى آغازد و به تفسير خود جنبه علمى مى بخشد. جنبه خطابى تفسير افزون است؛ زيرا ابوالفتوح مردى فاضل و اهل وعظ و خطابه بوده است. اگر چه تفسير مجمع البيان جامع تر از تفسير ابوالفتوح رازى مى باشد، امّا از لحاظ معانى، توحيد و روشنگرى آيات، روض الجنان بر مجمع البيان رجحان دارد. [٣]
[١] سبك شناسى، محمدتقى بهار، ج ٢، ص ٣٩٣ ـ ٣٩٢.[٢] تاريخ ادبيات در ايران، ذبيح اللّه صفا، ج ٢، ص ٩٦٥؛ گنجينه سخن، ذبيح اللّه صفا، ج ٢، ص ٢٢١.[٣] هزار سال تفسير فارسى، دكتر سيد حسن سادات ناصرى و منوچهر دانش پژوه، ص ٤٠٣.