مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣١٠
وى آن گاه تفسير صحيح آيه را اين گونه بيان مى دارد: «اما آنچه معتمد است در اين باب، آن است كه: تفسير آيت آن است كه خداى تعالى گفت بر سبيل تسليت و دلخوشىِ رسول عليه السلام كه: ما هيچ پيغامبر نفرستاديم و الاّ چون او چيزى خواندى شيطان در آن ميانه خواندن او القاء كردى از كلامى و وسوسه اى، خواستى تا بر او بپوشاند خداى تعالى، وسواس شيطان منسوخ كردى، يعنى زايل كردى و آيات خود محكم كردى. تفسير آيت اين است. و اما آنچه ايشان روايت كردند، بر آن وجه محال است، اما ممكن باشد كه بعضى مشركان كه جاى ايشان به رسول نزديك بود، چون رسول عليه السلام ذكر الهه و اصنام ايشان كرد، ايمن نبود كه او چيزى گويد كه ايشان را دلتنگ كند از نقيصه ايشان سبق برد و اين كلمات بگفت، آنان كه دور بود مقام ايشان، گمان بردند كه اين رسول گفته است، با يكديگر نقل كردند. و وجه نسبت اين را با شيطان دو وجه باشد: يكى آنكه آن گوينده را شيطان خواند از آنجا كه از شياطين انس بود. دگر آنكه: اين وسواس و اغراء و اغواء، شيطان گفت». {-١-}
١١.٤. ذبيح اللّه ، اسماعيل يا اسحاق؟
ابوالفتوح رازى رحمه الله در ذيل آيات ١٠١ تا ١٠٧ سوره صافات به تفصيل ديدگاههاى مختلف را درباره اينكه ذبيح كدام يك از فرزندان حضرت ابراهيم عليه السلامبوده، مطرح ساخته است: «علماى اسلام خلاف كردند در آنكه ذبيح كه بود از فرزندان ابراهيم. در صحابه، عبداللّه مسعود و عمر خطاب و عباس عبدالمطلب و يك روايت از اميرالمؤمنين
[١] روض الجنان، ج ١٣، ص ٣٤٤ ـ ٣٤٦.