مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢١٣
صفوى اين مهم را تحقق بخشيد. وى در مقدمه كتاب لوامع الانوار فى معرفة الاطهار، كه خلاصه اى از كتاب احسن الكبار ابن عربشاه ورامينى است، از استاد خود سيد غياث الدين جمشيد، ذكرى به ميان مى آورد و از فشارهايى كه قبل از روى كار آمدن صفويه متوجه وى بوده است، ذكرى به ميان آورده است. وى اضافه مى كند استادم از بهبودى شرايط به دليل اقتدار صفويان به من خبر داد. محيط طباطبايى، دانشمند اهل زواره، نوشته است: «وجود پُشت مشهد در پس باروى شهر زوار، حكايت از وجود مجتمع و مشهدى از شيعه درون حصار مى كند كه در يورش مغولان، به سبب انتساب به شيعه ويران گرديد و مردمانش پراكنده شدند و بعد از تجديد بنا، بار ديگر نيز محل اجتماع شيعه اى گرديد كه از بيم تعدى جماعت همشهرى خود در حال خفا و تقيّه مى زيست. اين موضوعى است كه على بن حسن، مترجم و مفسّر زواره، در ترجمه فارسى احسن الكبار از قول سيد غياث الدين جمشيد مفسّر زواره اى استاد خود ـ كه پيش از روى كار آمدن شاه اسماعيل صفوى در زواره مى زيست ـ نقل مى كند». [١] وى در جاى ديگر خاطر نشان مى نمايد: «مردم زواره در آغاز قيام شاه اسماعيل، زودتر از محال نزديك بدان جا در اظهار تشيع همت گماشته بودند. وجود دو مفسّر نامدار عاليقدر شيعه يكى سيد غياث الدين جمشيد گازر و ديگرى شاگردش على بن حسن زوارى صاحب تفسير و ترجمه هاى متعدد از قرآن و حديث و كتابهاى مهم شيعى به فارسى، از اهميت نقشى حكايت مى كند كه زواره در عهد شاه اسماعيل و فرزند و جانشين او شاه طهماسب در نشر مذهب تشيع به عهده داشته است. سيد غياث الدين كه پيش از
[١] مجله باستان شناسى و تاريخ، «زواره اى كه ديدم» محيط طباطبايى، سال دوم، ش اول، پاييز و زمستان ١٣٦٦.[٢] مقدمه ديوان مجمر زواره اى، محيط طباطبايى.[٣] روضات الجنات، ج ٤، ص ٣٧٦.[٤] رياض العلماء، ترجمه محمدباقر ساعدى، ج ٣، ص ٤٦٥.[٥] الذريعه الى تصانيف الشيعه، ج ٤، ص ٣١٠ و ص ٢٧٠.[٦] آتشكده اردستان، ابوالقاسم رفيعى مهرآبادى، ج ٣، ص ٢٧٢.[٧] تاريخ تشيع اصفهان، مهدى فقيه ايمانى، ص ٣٤٧ ـ ٣٤٨.[٨] مجله گوهر، ش ٧، مهرماه ١٣٥٧، ص ٥٠٧.[٩] الذريعه، ج ٤، ص ٣١٠.[١٠] مفسّران شيعه، ص ١٢٧.[١١] مجله گوهر، «غياث الدين جمشيد كاشانى»، محيط طباطبايى، مهرماه ١٣٥٧.[١٢] ريحانة الادب، ج ٣، ص ١٦٥.[١٣] لغتنامه دهخدا، ج ١١، ذيل غياث الدين جمشيد كاشانى، ص ١٦٨٧٥، طبع دانشگاه تهران، ١٣٧٧.[١٤] ر.ك: مجله گوهر، مهرماه ١٣٥٧؛ مجله آموزش و پرورش، سال دهم، شماره سوم و چهارم.[١٥] ر.ك: فهرست مشاهير ايران، دكتر ابوالفتح حكيميان، دانشگاه شهيد بهشتى، تهران، ١٣٥٧.[١٦] ر.ك: كاشانى نامه (تحقيق در احوال و آثار غياث الدين جمشيد كاشانى)، ابوالقاسم قربانى.