مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٧
عطيه گفت پيش از آنكه خداى و پيمبر گفت، مگوييد. جابر عبداللّه انصارى گفت: سبب نزول آيه آن بود كه جماعتى روز عيد پيش از آنكه رسول عليه السلام ذبح كرد و نماز گذارد ايشان ذبح كردند خداى تعالى اين آيت فرستاد و فرمود تا ذبح با سر گيرند، گفت پيش از آنكه رسول ذبح كند شما ذبح مكنيد. عايشه گفت: آيه در روزه آمد، گفت پيش از آنكه رسول روزه گيرد، شما روزه مگيريد....
تفسير ثعلبى
و روى عن مسروق أيضاً قال دخلت على عائشة فى اليوم الذى جئت [كذا ]فيه فقالت للجارية اسقيه عسلاً فقلت إنّي صائم فقالت قد نهى اللّه تعالى عن صوم هذا اليوم و فيه نزلت يا آيها الذين آمنوا... . وأخبرنا... إنّ عبداللّه بن الزبير أخبرهم قال قدم ركب من بنى تميم على النّبى صلى الله عليه و آله وسلم فقال ابوبكر امّر القعقاع بن معبد زرارة وقال عمر بل امّر الاقرع بن حابس فقال أبوبكر ما أردت الاّ خلافى وقال عمر ما أردت خلافك فتماريا حتى ارتفعت أصواتهما فانزل اللّه سبحانه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا...» . وقال قتاده: نزلت فى ناس كانوا يقولون لو انزل فىّ كذا لوضع كذا فكره اللّه ذلك وقدم فيه. وقال مجاهد: لا تفتاتوا على رسول اللّه بشى ء حتى يقضيه اللّه على لسانه... . و قال ابن زيد لا تقطعوا أمراً دون رسول اللّه .... قال الأخفش: تقول العرب فلان تقدّم بين يدى أبيه و اُمّه و يتقدّم إذا استبدّ بالأمر دونهما.
تفسير ابوالفتوح
مسروق گفت: در نزديك عايشه شدم روز شك، پاره اى انگبين پيش آورد و مرا داد گفتم روزه دارم، گفت: اين روز، روزه نبايد داشت كه خداى تعالى اين آيه در اين روز فرستاد... . عبداللّه زبير گفت: جماعتى از بنى تميم نزديك رسول صلى الله عليه و آله وسلم حاضر آمده بودند، ابوبكر گفت: يا رسول اللّه ! قعقاع بن معبد را امير اينان كن. عمر گفت اقرع بن حابس را. ابوبكر گفت تو در اين كار جز خلاف من نخواستى. عمر گفت: نخواستم، و آواز بلند كردند خداى تعالى اين آيه فرستاد.... قتاده گفت: آيه در قومى آمد كه گفتندى لو انزل فىّ كذا اگر خداى در حق ما آيتى فرستادى يا سوره اى خداى كاره بود آن را اين آيه فرستاد. و بعضى ديگر گفتند كه اين آيه در آن آمد كه كسانى آمدند و از رسول چيزى