مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٥٤
(تفسير الثعلبى، ج ٦، ص ١٧١، ح ٧٣)
٢٤.ابوالفتوح: خالد بن عمران روايت كرد كه يك روز رسول عليه السلام بيرون آمد و صحابه را گفت: خذوا جُنَّتَكُمْ سپرها برگيرى، گفتند يا رسول اللّه دشمنى حاضر آمده است؟ گفت نه، و لكن سپرهايى كه شما را از دوزخ نگاه دارد گفتند: يا رسول اللّه و آن سپر كدام است؟ گفت: سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلا اللّه و اللّه اكبر و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه، كه اين كلمات مقدّماتند و معقّباتند و مجنّباتند و باقيات صالحاتند.
(روض الجنان، ج ١٢، ص ٣٦١)
.الثعلبى: عن خالد بن عمران أن النبى صلى الله عليه و آله خرج على قومه فقال: خذوا جنّتكم، قالوا: يا رسول اللّه من عدوّ حضر؟ قال: بل من النار، قالوا: و ما جنّتنا من النار؟ قال: الحمد للّه و سبحان اللّه و لا اله الاّ اللّه و اللّه اكبر و لا حول و لا قوة الاّ باللّه العلى العظيم. فإنّهن يأتين يوم القيامة مقدّمات مجنّبات و معقّبات و هنّ الباقيات الصالحات.
(تفسير الثعلبى، ج ٦، ص ١٧٤، ح ٧٥)
٢٥.ابوالفتوح: عبداللّه بن عبدالرّحمن مولى سالم بن عبداللّه گفت: سالم مرا به نزديك محمد بن كعب القرظى فرستاد، گفت: يك ساعت فلان جاى حاضر آى تا حديثى كنيم، حاضر آمد يكديگر را بپرسيدند آنگه سالم، محمد بن كعب را گفت: باقيات صالحات را معنى چيست؟ گفت: لا إله إلاّ اللّه و الحمد للّه و سبحان اللّه و اللّه اكبر و لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه، سالم گفت: لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه را از كى باز در اين آورده اى؟ گفت: از آنگه كه ابو ايوب انصارى را ديدم او مرا گفت كه از رسول عليه السلامشنيدم كه گفت: شب معراج مرا به آسمان بردند، ابراهيم خليل را ديدم مرا تقريب و ترحيب كرد. من جبريل را گفتم: اين كيست؟ گفت: اين ابراهيم خليل است. ابراهيم مرا گفت: امتت را بگوى تا در زمين بهشت غرس بسيار بنشانند كه تربتش پاكيزه است و زمينش فراخ من گفتم: غرس بهشت چه باشد؟ گفت: گفتن: لا حول و لا قوّة إلاّ باللّه.
(روض الجنان، ج ١٢، ص ٣٦٢)
.الثعلبى: قال عبداللّه بن عبدالرحمن مولى سالم بن عبداللّه : أرسلنى سالم إلى