مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٤
١. استنباط شى ء كان معضلاً؛ ٢. أو جمعه إن كان متفرّقاً؛ ٣. أو شرحه إن كان غامضاً؛ ٤. أو حسن نظم و تأليف؛ ٥. أو إسقاط حشو و تطويل. [١] پس استفاده هر مؤلفى از تأليفات دانشمندان پيش از خود، اگر در دايره اين اقسام هفت گانه و پنج گانه و نظاير آنها قرار گيرد، كارى ممدوح و شايسته است. از اين رو، مناسب است در مورد هر تأليفى اين تحقيق انجام شود كه مصادر مؤلف، چه كتابهايى و برخورد او با آن كتابها به چه نحو بوده است. اينك در اين مقال، بر آنيم تا روشن كنيم ابوالفتوح در نگارش تفسير بسيار گرانقدر خود از چه منابعى استفاده كرده و چه كتابهايى در تأليف او تأثير فراوان داشته است. براى پاسخ به اين پرسش به فهرست نام كتابهايى كه در متن تفسير او آمده رجوع شد، اما جوابى به دست نيامد؛ زيرا بسامدِ نام كتابها به اين شرح است: تورات حدود ٢٦٠ بار ياد شده؛ انجيل حدود صد بار؛ زبور ٣٥ بار؛ كتب اوائل ـ كه معلوم نيست چه كتابهايى مقصود است ـ ٢٠ بار. از كتابهاى زير هر كدام يك بار و برخى دو بار ياد شده است: كتاب الوزراء، يواقيت الحكمة، حكايات الصالحين، كتاب الفصيح، سوق العروس، مدارج النبوّة، النبوّة [٢] ، تفسير غريب الحديث، تنزيه الأنبياء سيد مرتضى، تفسير مالك بن
[١] شفاء الصدور، تهرانى ثقفى، ص ١ و ٢.[٢] اين كتاب از شيخ صدوق است، اما در زمان ما موجود نيست.