مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٥٣
فرمود: «والّذى بَعثَنى بالحقِّ ما أخّرتُك إلا لنَفْسى، و أنتَ منّى بمَنزلةِ هارُونَ مِنْ موسى، غيرَ إنه لا نبىّ بَعْدى و أنت أخى و وارثى». [١] در پايان اين مبحث اين نكته قابل ذكر است كه از ديدگاه ما، على عليه السلام و ديگر امامان معصوم نور واحدند و آنچه بر اول آنها روا باشد، بر آخر آنان هم روا است. به همين جهت، آيات و رواياتى كه مربوط به على عليه السلام است، درباره همه ائمه و اهل بيت نيز صادق است. علامه طباطبايى در الميزان مى نويسد: «نسبت دادن آنچه درباره على نازل شده است به ديگر امامان، به آن جهت است كه همه آنان يكى هستند و امر ايشان يكسان است». [٢] اما در مقابل، اهل سنت مسئله جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله را امرى اجماعى دانسته، انتخاب اين جانشين را به عهده مردم اهل زمان مى گذارند و اين همه نص صريح قرآن و سخن پيامبر صلى الله عليه و آله را كه بحثشان گذشت، منكر شده و در كتمان حق و حقيقت سعى و كوشش كرده اند، خصوصاً علما و بزرگان آنان، از جمله فخر رازى كه با وجود عنايت به اجلال از نام ائمه و اهل البيت عليهم السلام، در راه انكار امامت آنان قدم برداشته است. او با اينكه شيعه نيست و به عصمت اعتقاد ندارد و افضل بودن را شرط امامت نمى داند، ليكن مانند هر مسلمان معتدل، به اهل بيت پيامبر عليهم السلام عنايت خاصى دارد و از آنان به اجلال و اكبار ياد مى كند. وى همچنين امام على عليه السلام را به بزرگى ياد مى نمايد و او را اعلم همه مردم پس از رسول اكرم صلى الله عليه و آله مى شمارد و سخنان آن بزرگوار را در تفسير خود مى آورد. آيه اللّه معرفت درباره او مى نويسد:
[١] الغدير، ج ٥، ص ٢٠٢.[٢] تفسير الميزان، ج ٦، ص ٢٠.