مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣١٥
مرا بيرون كنند؟ گفت: آرى، و هيچ پيغامبر، خداى نفرستاد، و الا او را برنجانيدند. آن گه رسول عليه السلام گفت: هر گه كه در خلوتى و بر كوهى و جايى بودى، جيريل مرا پيش آمدى، من خواستمى تا خود را بيندازم، او مرا بگرفتى. برفتم دگرباره ورقه را خبر دادم. مرا گفت: يا محمد! چون اين ندا بشنوى، مگريز؛ بر جاى باشى تا چه گويد تو را. آنچه گويد بشنو و ياد گير. گفت برفتم، دگر نوبت آمد. گفت: يا محمد! انّك نبى حقّاً؛ تو پيغمبرى به درست. بخوان! گفتم: چه خوانم؟ گفتى: «بسم اللّه الرّحمن الرّحيم، الْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ» تا به آخر سورت. من ياد گرفتم و برفتم و ورقه نوفل [را] خبر دادم. مرا گفت: ابشر فانك انت النبيّ الذي بشّر به موسى و عيسى بن مريم و انك [نبى] مرسل وانك ستؤمر بالجهاد؛ بشارت باد تو را كه تو آن پيغامبرى كه موسى و عيسى به تو بشارت دادند و تو پيغامبر مرسلى و تو را جهاد فرمايند و اگر من روزگار تو دريابم، در پيش تو جهاد كنم. آن گه رو به خديجه كرد اين بيتها بگفت. {-١-}
٥. روش نقد و معيارهاى جرح و تعديل روايات از ديدگاه ابوالفتوح و طبرى
ابوالفتوح در پذيرش و يا ردّ روايات اسرائيلى از راهها و معيارهاى گوناگون ـ كه نوعاً حديث پژوهان در نقد و ارزيابى روايات بهره برده اند ـ استفاده كرده است؛ گاهى از طريق نقد سندى (خارجى) حديث به ارزيابى اين گونه روايات پرداخته است؛ چه اينكه در اغلب موارد زنجيره اسانيد روايات حذف شده است. البته بايد به اين نكته نيز توجه داشت كه وى در مواردى كه به نقد عالمانه روايت عامه مى پردازد، بيشتر از طريق نقد محتوايى (داخلى) آن به ارزيابى و بررسى پرداخته است. در آغاز به عباراتى تصريح مى كند كه ديدگاه انتقادى او به روشنى مشهود است؛
[١] روض الجنان، ج ٢٠، ص ٣٣٦ ـ ٣٣٧.