مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤١٣
كوزه گلى شكسته و يا چيز ديگرى كه از زير خاك كشف مى شود، اگر حتى سالم و نوشته هاى كاملى بر روى آب بود، براى ما مفيد نبود و ما چيزى نمى فهميديم؛ ولى يك باستانشناس از همين كوزه شكسته، كه خطوط نامعلومى بر آن نقش بسته، پاسخ يك دنيا سؤال را مى فهمد؛ لكن بايد اهلش باشى تا بفهمى كه همين شى شكسته چقدر گوياست. در فهم و برداشت از روايات تفسيرى نيز بايد چنين گفت كه اهلش مى تواند از اين روايات، كه گاه ضعفها و شكستگيهايى در آن پديد آمده، چگونه استفاده كنند. روايات تفسير عياشى به گفته نويسنده همه از اعتبار ساقط است؛ ولى آيا چنين است؟ راههاى بسيارى براى معتبرسازى اين روايات وجود دارد. بسيارى از اين روايات مسنداً در كافى و كتب معتبر آمده است و بسيارى از اين روايات حتى نيازمند سند نيست؛ چرا كه مستفيض و متعدّد است. در بسيارى از اين روايات شواهد صدقى نهفته است كه آشناى با قرآن و روايت، آنها را خوب درك مى كند و بسيارى از اين روايات معاضدهاى فراوانى دارد. پس ما به صرف اينكه اين مجموعه بى سند گردآورى شده، نبايد روايات آن را از دور خارج كنيم و خط بطلان بر آن بكشيم و بنويسيم: «هذه تفاسير بروايات مستندة إلى أئمّة أهل البيت و قد أصبحت مقطوعة الاسناد فاقدة الاعتبار لا يجوز الاستناد إليها فى معرفة آراء الأئمّة عليهم السلام فى التفسير». جدّاً شگفت انگيز است كه از آن كوزه شكسته ناخوانا، چنان استفاده مى شود؛ به گونه اى كه از گوياترين كتابها، گوياتر ديده مى شود؛ اما مجموعه بزرگ روايات تفسيرى در كتاب عيّاشى، اين گونه بى اعتبار و ناديده گرفته مى شود. ما حق نداريم چنين بى اعتنا به اين مجموعه ها باشيم. مگر عالمان شيعه از اين مجموعه ها بهره مند نشده اند؟ مگر تنها حرف اول و آخر را سند روايت مى زند كه اگر سند روايى از دست رفت، از اعتبار بيفتد؟