مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٧٠
و به اين صفت جز اينان نبودند عليهم السلام. وجهى ديگر در استدلال از آيه آن است كه محال باشد كه حكم ما را فرمايد به اطاعت جماعتى مختلفى الاقوال و الآراء و المذاهب و به اتباع ايشان در اقوال و فتاويشان و بعضى را بر بعضى مزيت نبود و ما را طريقتى نبود به تمييز حق از ميان آن اقوال مختلف متناقض و متضاد و اين مؤدّى بود با تكليف ما لا يطاق و از حكيم، تكليف ما لا يطاق نيكو نبود. پس محال است كه علما و امرا باشند... . طريقى ديگر آن است كه اگر آيت حمل كنند بر آنكه ايشان گفتند، از علما و متقيان ائمه ما داخل باشند در آن و بر قول و قاعده ما آنكه ايشان گفتند خارج باشد از او، پس اين متفق عليه است و آن مختلف فيه، و الاتفاق الاولى. و در امت كس نخواهد گفتن كه نه اين همه هر يكى از ايشان فاضل تر و عالم تر و جامع ترند خصال خير را از اهل عصر، پس اين آيه از اين هفت وجه دليل مى كند بر امامت اين ائمه عليهم السلام». [١] ٤. آيه «اكمال دين»: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الاْءِسْلامَ دِيناً...» . ابوالفتوح رازى همچون ديگر قائلان، با دلايلى نزول آيه را درباره على عليه السلامدر غدير خم ثابت مى كند و مى نويسد: «و خلاف كردند در آنكه كدام روز است. عبداللّه عباس و سدى و عطا گفتند روز عرفه بود از حجة الوداع؛ براى آنكه عرب بيشتر در اسلام آمدند. و بعضى ديگر گفتند اين روز آدينه بود كه رسول خطبه كرد و قومى بسيار حاضر بودند. به همه نگاه كرد كه در ميان ايشان هيچ مشرك نبود، شادمانه شد. خداى تعالى اين آيه فرستاد. و از باقر و صادق و ديگر ائمه عليهم السلام روايت كرده اند كه اين آيت و آيت ديگر كه از
[١] ولايت و امامت، نشر خيام، قم، تابستان ١٣٧٠ش، ص ٨٣.[٢] روح الجنان، ج ٣، ص ٦٤.[٣] مفاتيح الغيب، ج ٨، ص ٨٥.[٤] مفاتيح الغيب، ج ٨، ص ٨١.[٥] همان.[٦] او در يكى از وجوه معناى اولى الامر مى نويسد: «رابعها: نقل عن الروافض ان المراد به الائمه المعصومون».[٧] مفاتيح الغيب، ج ١٠، ص ١٤٣.[٨] روح الجنان، ج ٣، ص ٤٢٠.[٩] روح الجنان، ج ٤، ص ١٠٤.[١٠] پاسخ به اشكالات فخر در اين موارد را مى توان در بحث از آيه تبليغ (نص شماره ٨) جست وجو نمود.[١١] مفاتيح الغيب، ج ١١، ص ١٣٩.[١٢] امامت در پرتو كتاب و سنت، ص ٣٩٢.[١٣] روح المعانى، ج ٦، داراحياء التراث العربى، بيروت، ١٤٠٥ ق، ص ١٦٧.[١٤] ترجمه المراجعات، ص ٢١٨.[١٥] الغدير، ج ٣، ص ١٥٦.[١٦] روح الجنان، ج ٤، ص ٢٤٤.[١٧] مفاتيح الغيب، ج ١٢، ص ٢٥.[١٨] روح الجنان، ج ٤، ص ٢٤٦.[١٩] الكشاف، ج ١، ص ٦٤٩.[٢٠] التبيان، ج ٣، قم، مكتب الاعلام الاسلامى، ١٤٠٩، ص ٥٦٣.[٢١] روح الجنان، ج ٤، ص ٢٤٧.[٢٢] ر.ك: غاية المرام، مقصد اول، باب ١٩، حديث ١٦ و ١٧؛ نور الثقلين، ج ١، ص ٦٤٥.[٢٣] مفاتيح الغيب، ج ١٢، ص ٤٩٠.[٢٤] غدير در آيينه قرآن و روايات، مؤسسه فرهنگى نبأ، چاپ اول، ١٣٧٨، ص ٣٦.[٢٥] همان.[٢٦] غدير در آيينه قرآن و روايات، ص ٤٤.[٢٧] خلافت و ولايت از نظر قرآن و سنت، ص ١٩١؛ غدير در آيينه قرآن و روايات، ص ٢٢.[٢٨] مفاتيح الغيب، ج ٢٥، ص ٢٠٩.[٢٩] روح الجنان، ج ٩، ص ١٥٢.[٣٠] روح الجنان، ج ١١، ص ٧٨.[٣١] مفاتيح الغيب، ج ٢٩، ص ٢٧١.[٣٢] همان، ج ٢٩، ص ٢٧٢.[٣٣] البيان، ص ٣٧٩.