مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٤٣
موجودات دريايى و سپس حيوانات زمينى و در پايان انسان را پديد آورد. [١] ابن عبدالبّر در كتاب جامع بيان العلم و فضله، داستانى را نقل مى كند كه نشانگر بى اعتنايى صحابه به ابوهريره است. او مى گويد: ابن عمر (عبداللّه )، ابوهريره را تكذيب كرد و زبير و ابن مسعود و عايشه و غير آنان، وى را تكذيب كردند. و از اين جهت، وى را در اين دوران كم حديث مى يابيم. اما او پس از اين دوران و پس از ارتباط با امويان مجالى يافت و هر آنچه را به نفع آنان مى ديد، ساخته و پرداخته مى كرد، خصوصا پس از آنكه حكومت به دست معاويه افتاد و از مقربان او شد و معاويه اهتمام زيادى به او نشان داد. او در شأن معاويه و خاندانش مدايح و براى على عليه السلام و خاندانش مطاعنى را جعل كرد و آن را به رسول خدا نسبت داد. ابو هريره چنان به معاويه نزديك شد كه ابوبرده، پسر ابوهريره، گفت: معاويه هيچ درى را براى ما نبست و هر چه را ما مى خواستيم، او آن را برآورده ساخت. محدثان و مورخان اهل سنت حديثى را از ابوهريره روايت مى كنند كه پيامبر فرموده است: «الامناء عنداللّه ثلاثة: انا و جبرئيل و معاوية»؛ اگر چه برخى از آنان اين حديث را از ريشه باطل و موضوع دانسته اند و به تعبير علاّمه امينى با اين احاديث ناموس اسلام را هتك كرده و ساحت قدس پيامبر را آلوده نموده اند. چون ابوهريره نمى توانست با شمشير و مالش جهاد نمايد، از اين رو، تلاش كرد تا احاديثى را در ذم و طعن على عليه السلام و ياوران وى بسازد تا مردم را از آن حضرت جدا نمايد و معاويه و اركان دولت وى را تأييد كند. [٢] اصبغ بن نباته مى گويد: در حضور معاويه از ابوهريره سؤال نمودم: اى صاحب رسول خدا! من تو را به خدايى كه غير از او نيست و به حق دوست او محمد مصطفى قسم مى دهم آيا خبر نمى دهى من را؟ آيا تو شاهد غدير خم بودى؟
[١] كتاب مقدس، سفر پيدايش، آيه ١.[٢] اضواء على السنة المحمديه، ص ٢١٤.