مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٨٥
ابى طالب را سه چيز بود كه كس را نبود و اگر يكى از آن مرا بودى، دوست تر داشتمى از شتران سرخ موى: يكى تزويج فاطمه عليهاالسلام كه رسول صلى الله عليه و آله همه صحابه را منع كرد، آن گه بدو داد او را. ديگر رايت روز خيبر، آن گه كه گفت: «لاعطينّها رجلاً يحب اللّه و رسوله، كرار غير فرّار. اصحاب رسول متطاول شدند آن را و طمع كردند در او، به كس نداد و بدو داد. ديگر آيه نجوا كه فرود آمد و منسوخ شد و كس بدو كار نكرد، جز او». [١] فخر رازى نيز با اقرار به اين موضوع در تفسير خود مى نويسد: «رُوِىَ عَن علىٍّ عليه السلام اَنَّه قال: اِنّ فى كتابِ اللّه ِ لايةٌ ما عَمِل بها اَحدٌ قَبلى، و لا يَعمَلُ بها اَحدٌ بَعدى، كانَ لى دينارٌ فاشتَريتُ به عشْرةَ دراهمَ. فكلّما ناجَيتُ رسول اللّه صلى الله عليه و آلهقدّمْتُ بينَ يَدَى نجواىَ درهماً. ثمَّ نُسِخَتْ فَلَمْ يَعْمَلْ بها اَحدٌ». [٢] فخر رازى ضمن قبول اين نكته، در مورد ترك عمل به آيه به وسيله شيوخ صحابه مى نويسد: «اولاً، اين اقدام موجب ناراحتى افراد فقير مى شد كه قادر به پرداخت صدقه نبودند و ثانياً، موجب افسردگى و ناراحتى افراد غنى مى شد؛ زيرا وقتى اين كار را نمى كردند، مورد طعن قرار مى گرفتند و چنين كارى كه سبب حزن فقرا و وحشت اغنيا باشد، تركش گناه نيست؛ زيرا چيزى كه سبب الفت باشد، انجامش اولى از چيزى است كه سبب وحشت و نگرانى شود. علاوه بر اينكه اصلاً اين مناجات از واجبات نبود». [٣] در جواب ايشان بايد گفت كه لحن آيه ناسخ نشان مى دهد كه انجام دادن اين كار و عمل به آيه از واجبات بوده؛ زيرا الفاظ و عباراتى همچون: «أَشْفَقْتُمْ» و «وَ تابَ
[١] روح الجنان، ج ١١، ص ٧٨.[٢] مفاتيح الغيب، ج ٢٩، ص ٢٧١.[٣] همان، ج ٢٩، ص ٢٧٢.