مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ١٦٩
«در اولى الامر سه قول است: بعضى گفتند امرائند، و بعضى گفتند علمااند، و بعضى گفتند ائمه اند من اهل بيت رسول اللّه ، و اين قول از باقر و صادق عليهماالسلامروايت كرده اند، و چون آن دو قول باطل مى كنيم، صحت اين قول پيدا مى شود. و ما را در اين آيه چند وجه است در استدلال بر امامت ائمه معصومين عليهم السلام: اول آنكه به تدريج مخصوص مى شود، براى آنكه «أَطِيعُوا اللّهَ» عام است، اين خطاب به همه مكلفان و رسول صلى الله عليه و آله داخل در اين خطاب، چون گفت، «وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ» از خطاب بيرون شد، لاستحالة اَن يكون عليه السلام مطيعاً و مطاعاً، و در حق اولى الامر هم اگر حمل كنند اولى الامر را بر امرا و علما در هر عصر، خلق عظيمى از اين خطاب بيرون شوند و اين خلاف اجماع باشد و بر قول و قاعده مذهب ما بر هر عصرى شخصى از اين خطاب بيرون باشد؛ چنان كه در عهد رسول صلى الله عليه و آله او تنها از خطاب طاعت خود بيرون بود و اين وجهى لطيف است. وجهى ديگر آنكه خداى تعالى ما را و اولى الامر را به اطاعت رسول نفرمود، و الاّ رسول صلى الله عليه و آله فوق ما و اولى الامر بود لاعتبار الرتبه [براى آنكه رتبه معتبر است] از ميان مطيع و مطاع به آنكه مطاع بايد تا به رتبه، فوق مطيع باشد، همچنين كلام در اولى الامر. پس حمل كردن اولى الامر را بر امرا و علما محال است؛ براى آنكه در مأموران به اطاعت ايشان على زعمهم بسيار كس باشد كه به رتبه و منزلت به نزديك خداى تعالى فوق ايشان باشد و اين درست نباشد. پس بايد تا اولى الامر كسانى باشند كه ايشان به نزديك خداى بهتر از همه خلايق باشند و اعلى رتبه و اعظم منزلة عند اللّه چون رسول صلى الله عليه و آله؛ براى آنكه خداى تعالى اطاعت ايشان را به اطاعت او مقرون كرد. طريقى ديگر آن است كه خداى تعالى اطاعت اولى الامر به اطاعت رسول و اطاعت خود مقرون كرد؛ چنان كه قديم تعالى منزه است از همه قبايح و رسول صلى الله عليه و آلهمعصوم و مطهر از همه معاصى كبيره و صغيره، اولى الامر بايد تا همچنين باشد،