مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٦٩
٢. «كَعْبُ الاَحْبار گفت: عدد عالمها جز خداى تعالى نداند كه آفريد ـ و اللّه اعلم بتفاصيل معلوماته و مقدوراته، و ما عِلْمُنا بذلِك الا قليلا كما قال اللّه (جلَّ و عزَّ): «وَ ما أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاّ قَلِيلاً». [١] ٣. «كعب الاحبار را پرسيدند از تقوا، گفت: هرگز در هيچ راه تيه ناك [٢] رفته اى؟ گفتند: آرى. گفت: چگونه كنى؟ گفت: خويشتن نگه دارم از آن تيه. گفت: متّقى آن باشد كه در راه دين همچنان رود؛ خويشتن را از معاصى چنان نگه دارد كه آن رونده پاى خود را از آن تيه نگاه دارد». [٣] ٤. «و كعب الاحبار گفت در كتب اوايل هست كه: خداى تعالى گفت سه چيز است كه هر كه بر آن محافظه كند، او بنده من است و هر كه آن را ضايع كند، او دشمن من است حَقّا: نماز و روزه و غسل جنابت». [٤] ٥ . «يكى از جمله صحابه روايت مى كند كه: من خواستم كه مصداق اين آيت [٥] بدانم. عبداللّه سلاّم را گفتم: شما در كتاب خود اين پيغامبر ما را شناسى؟ گفت: واللّه كه من او را بهتر شناسم از پسر خود كه در ميان كودكان بازى مى كند. من عجب داشتم از موافقت تشبيه او با تشبيهى كه خداى تعالى كرد در آيت در باب معرفت رسول». [٦] ٦. «عبداللّه عباس و قتاده و ابن جريج گفتند: چون اين آيت آمد [٧] ، ابليس طمع در رحمت كرد، گفت: من نيز شى ءام و چيزى ام. خداى تعالى گفت: گو طمع بردار و هر كه طريقه تو دارد كه اين رحمت براى متقيان است». [٨]
[١] روض الجنان، ج ١، ص ٧٤.[٢] يعنى: راه خارستان. ر.ك: همان، ص ١٠١، پاورقى.[٣] روض الجنان، ج ١، ص ١٠١.[٤] همان، ص ٢٤٩.[٥] بقره (٢): آيه ١٤٦.[٦] روض الجنان، ج ٢، ص ٢١٥.[٧] يعنى آيه «رَحْمَتِي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ» اعراف (٧): آيه ١٥٦.[٨] روض الجنان، ج ٨ ، ص ٤٢٧.