مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٢٦١
٢. ابوالفتوح رازى از مشاهير وُعّاظ و خطباى رى بوده [١] و تفسير او به اسلوب و سبك واعظانه نوشته و تدوين شده است؛ به طورى كه گفته اند: «قسمت اعظم مطالب اين تفسير مجالس متعدّد وعظ است كه مبسوطا تهيه شده». [٢] مى دانيم كه مقصود از وعظ و خطابه «اين است كه شنونده منفعل شود و سخن را پذيرا گردد» [٣] و چون خطابه «در برابر جمع براى اقناع و برانگيختن آنها ايراد مى شود» [٤] ، مقدّمات خطابه مى تواند از مشهورات و مظنونات و مقبولات باشد و چون خطيب به اقوال پيامبران و اولياى دين و بزرگانى كه سخنانشان مقبول است، استشهاد جويد، سخنش بر دلها مى نشيند. از همين رو، خواجه نصيرالدين طوسى درباره تأثير خطابه مى گويد: «هيچ صناعتى از صناعات خمس در افاده تصديق اقناعى به درجه خطابه نمى رسد... . پس صناعتى كه متكفّل افادت اقناع بُوَد، در اذهان جمهور جز خطابت نبوَد». [٥] در حقيقت مى توان گفت برهان به خواص اختصاص دارد و خطابه به عوام؛ چه به قول معلّم اوّل «ايمان بعضى از مردم به ظنونشان، كمتر از ايمان ديگران به علمشان نيست». از جمله عواملى كه موجب كمال تأثير خطابه مى شود، استشهاد و تمثيل و نقل داستانها و حكايات است؛ زيرا كه به قول خواجه نصير طوسى «تمثيل به طبع عوام نزديك تر بود از قياس ...» [٦] . بنابراين ابوالفتوح به حكم آنكه واعظ و
[١] تحقيق در تفسير ابوالفتوح، عسكر حقوقى، ج ١، ص ٢٢٤.[٢] همان، ج ١، ص ١٦٥، ١٧١، ١٧٩، ٢٢٤، ٢٢٧؛ ر.ك: مدخل «ابوالفتوح رازى» در دايرة المعارف بزرگ اسلامى.[٣] منطق صورى، ج ٢، ص ٢٣٣.[٤] منطق دانان در تعريف خطابه گفته اند: «خطابه عبارت از سخنى است كه در برابر جمع براى اقناع و برانگيختن آنها ايراد مى شود و فن خطابه صناعتى است كه آيين و روش توفيق در اقناع را مى آموزد». همان.[٥] اساس الاقتباس، ص ٥٣١.[٦] همان، ص ٥٣٦.