مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٩٧
استعاذه، شيطان و رجيم مى شود. [١] در اين بحث نشانه واضحى از تأثيرپذيرى نمى توان يافت؛ چرا كه ابوالفتوح بسيار مفصّل تر بحث كرده و در معناى واژه ها كه هر دو تفسير به آن پرداخته اند، شواهد شعرى و آيه اى متفاوتى به چشم مى خورد. ـ تفسير ابوالفتوح، سپس ده نام را براى سوره حمد ذكر مى كند كه سه معنا را تبيان نيز ذكر كرده است (فاتحة الكتاب، امّ القرآن و سبع مثانى)، اما در هر سه معنا، توضيحات ابوالفتوح كامل تر است. [٢] در اين بحث نيز بعيد است ابوالفتوح متأثر از تبيان باشد، به سبب همان تفصيلى كه داده و نيز به دليل اينكه شواهد و نوع بحث و وجه تسميه ها تا حدود زيادى با تبيان متفاوت است. ـ در مكّى و مدنى بودن سوره حمد، ابوالفتوح اختلاف اهل علم را مطرح مى كند و سپس ادلّه فراوانى را براى مكّى بودن سوره حمد مى آورد، امّا تبيان اختلاف را تنها در يك سطر مطرح مى نمايد. [٣] ـ ابوالفتوح تعداد كلمات و حروف سوره حمد را ذكر كرده، بر خلاف تبيان. [٤] ـ رواياتى در مورد ثواب خواننده سوره و فضيلت اين سوره در تفسير روض الجنان بيان شده كه در تبيان نيامده است. [٥] ـ سپس ايشان اختلاف فقها در وجوب يا استحباب قرائت سوره حمد در نماز و ادلّه قول صحيح (وجوب) را بيان مى كند و سپس استدلال كسانى را كه مى گويند
[١] روض الجنان، ج ١، ص ٢٥ ـ ٢٨؛ تبيان، ج ١، ص ٢٢ ـ ٢٣.[٢] روض الجنان، ج ١، ص ٢٨ ـ ٣٣؛ تبيان، ج ١، ص ٢٢.[٣] روض الجنان، ج ١، ص ٣٣ ـ ٣٦؛ تبيان، ج ١، ص ٢٣.[٤] روض الجنان، ج ١، ص ٣٧.[٥] همان.