مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٨
نداند؛ براى آنكه مصلحت در آن شناخت كه بيان نكند؛ مثال چنان كه: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ السّاعَةِ أَيّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلاّ هُوَ...» [١] قسمت دوّم آن بود كه ظاهر لفظ او مطابق معنى او بود در لغت عرب و آن محكم خوانند». [٢] اين قسمت از مقدمه ابوالفتوح، عيناً ترجمه فارسى قسمتى از مقدمه تفسير تبيان است؛ آنجا كه شيخ طوسى مى گويد: «انّ معانى القرآن على أربعة اقسام: أحدها ما اختصّ اللّه تعالى بالعلم به فلا يجوز لأحد تكلّف القول فيه ولا تعاطى معرفته وذلك مثل قوله تعالى: «يَسْئَلُونَكَ عَنِ السّاعَةِ أَيّانَ مُرْساها قُلْ إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلاّ هُوَ...» و ثانيهما ما كان ظاهره مطابقاً لمعناه. فكلّ من عَرف اللغة التي خوطب بها عَرَف معناها...». [٣] چنان كه از مقايسه اين دو بخش برمى آيد، ابوالفتوح در اين قسمت كاملاً از تبيان متأثّر است و از تطبيق كامل عبارات و آيات مورد استشهاد فهميده مى شود كه اين مطلب را ابوالفتوح از تبيان گرفته است.
ب) اقسام و وجوه آيات قرآن
ابوالفتوح رازى در فصل دوّم از مقدمه تفسير، در ذيل عنوان «در اقسام قرآن» مى گويد: «بدان كه اقسام قرآن از شش وجه بيرون نيست: محكم است و متشابه و ناسخ و منسوخ و خاصّ و عام. حدّ محكم هر آن لفظى باشد كه ظاهرش خبر دهنده بود از معنى اش بى اعتبار امرى كه ضمّ كننده به آن... و متشابه آن بود كه مراد از ظاهر لفظ
[١] اعراف (٧): آيه ١٨٧.[٢] روض الجنان، ج ١، ص ٣ ـ ٤.[٣] التبيان، دار احياء التراث العربى، ج ١، ص ٥ ـ ٦ .