مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٨٥
تأثيرپذيريها، سبك و روش تفسيرى خاصى را نسبت داد؟ يا اينكه او كارى بيشتر از صاحب تبيان صورت نداده است و تفسير او اختلاف اندكى با تبيان دارد؟ به عبارت ديگر، آيا اثرگذارى تبيان بر روض الجنان تأثيرى تامّ و تمام است؟ يا اينكه ابوالفتوح با روشِ تفسيرىِ مستقل، از تبيان بهره برده است؟ ضرورت اين مقايسه آن گاه بيشتر خود را مى نماياند كه كسى مدّعى شود كه ابوالفتوح در تفسير خود كاملاً متأثّر از تبيان است، يا كسى مدّعى شود كه او اصلاً تفسير تبيان را نديده است. اگر در اين مقايسه و بررسى بتوانيم ادّعاى اوّل را ثابت كنيم، تفسير ابوالفتوح به عنوان مرجع دست اوّل در علم تفسير به حساب نخواهد آمد و شأن آن پس از تبيان قرار خواهد گرفت و روض الجنان بيشتر به عنوان متن ادبى سده ششم اهمّيت پيدا خواهد كرد. امّا اگر ادّعاى دوم را ثابت كنيم، تفسير روض الجنان به عنوان يك تفسير مستقل اهمّيت خواهد داشت. به نظر نويسنده اين سطور، تفسير روض الجنان، در ويژگيها، روش تفسيرى، مباحث ادبى، تبيين لغات و واژه ها، شيوه شروع و پايان مباحث و... بسيار از تبيان تأثير پذيرفته است و از تبيان استفاده برده است. تفسير ابوالفتوح در بعضى از مباحث و در ذيل بعضى آيات كاملاً ترجمه فارسى تفسير تبيان است و در مواردى هم با تغييراتى در آرايش و ترتيب، همان مطلب تبيان را آورده است و اين احتمال كه ابوالفتوح و شيخ طوسى از منبع مشترك و ثالثى استفاده برده اند صحيح نيست چرا كه گاهى عبارات ابوالفتوح عيناً ترجمه تبيان مى باشد و اين گمانه به واقع نزديك تر است كه منبع ابوالفتوح تبيان باشد. هرچند كه در اين تفسير از مباحثى چون: استناد به روايات، شأن نزول، حكايات، اشعار و... براى تبيين آيات بهره برده شده كه در تبيان، يا به هيچ وجه ديده نمى شود و يا كمتر ديده مى شود. البته اين نكته شايان تذكر است كه اقتباس از تفسير تبيان، هيچ از عظمت كار اين مفسّر بزرگ نمى كاهد؛ چرا كه اقتباس نيز اگر همراه بااضافات باشد، خود روشى از تأليف است.