مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٧٤
٧٧.ابوالفتوح: شاكران آنان بودند كه گفتند: اين رحمتى است كه خداى تعالى داد و آنان كه كافر بودند، آنان بودند كه گفتند: صدق نوءُ كذا و كذا. خداى تعالى اين آيت فرستاد: «فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ» . (يعنى النجوم التى يتوقعون عندها سقوط المطر) .
(روض الجنان، ج ١٨، ص ٣٢٨)
.الثعلبى: ابن عباس قال: مُطر الناس على عهد رسول اللّه صلى الله عليه و آله فقال النبى صلى الله عليه و آله: أصبح من الناس شاكر و منهم كافر، قالوا: هذه رحمة وضعها اللّه و قال بعضهم: لقد صدق نوء كذا و كذا. قال فنزلت هذه الآيه «فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ» .
(تفسير الثعلبى، ج ٩، ص ٢٢١، ح ٢٠٧)
٧٨.ابوالفتوح: خظخظخ ـ در سبب نزول آيه: «فَلا أُقْسِمُ بِمَواقِعِ النُّجُومِ...» الآية. ـ سبب نزول آيه آن است كه عبداللّه عباس گفت: رسول عليه السلام به سفرى رفت و صحابه با او در راه تشنگى عظيم به ايشان رسيد و آب نيافتند، بيامدند و با رسول عليه السلامشكايت كردند و گفتند: يا رسول اللّه ، تشنگى ما به غايت رسيد. رسول عليه السلامگفت: اگر من دعا كنم و خداى تعالى باران فرستد، همانا كه نگوييد: سقينا بِنَوء كذا، ما را به طلوع فلان ستاره باران دادند يا به سقوط فلان ستاره. گفتند: يا رسول اللّه اين وقت انواء نيست و ما اين نگوييم. رسول عليه السلام دو ركعت نماز كرد و دعا كرد بادى بجنبيد و ابرى برآمد و بارانى عظيم آمد تا واديها پر شد و سقايه ها پر كردند. آنگه رسول عليه السلامبرنشست، مردى را ديد كه آب مى گرفت به قدحى كه داشت و مى گفت: ما را اين باران به نَوْءِ فلان ستاره آمد. رسول عليه السلام گفت: مى دانستم كه از شما بعضى اين گويند، خداى تعالى اين آيه فرستاد: «وَ تَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ» . گفت: روزى و حظّ و نصيب خود تكذيب كرديد. و آنكه نگفتيد اين باران به رحمت خداى آمد و گفتيد به نَوْء ستاره آمد.
(روض الجنان، ج ١٨، ص ٣٢٨)
.الثعلبى: عن ابن عباس روى أنّ النبى صلى الله عليه و آله خرج فى سفر فنزلوا فأصابهم العطش و ليس معهم ماء فذكروا ذلك للنبى صلى الله عليه و آله فقال: أرايتم إن دعوت لكم فسقيتم فلعلكم