مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٧١
(تفسير الثعلبى، ج ٩، ص ٢٠٩، ح ١٩٤)
٧٤.ابوالفتوح: ام سلمة گفت: رسول را عليه السلام از اين آيت پرسيدم كه خداى تعالى مى گويد: «إِنّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً * فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً * عُرُباً أَتْراباً» . گفت: اين زنان پير باشند كه تو ايشان را مى بينى موى سپيد كرده و چشم غَمَص گرفته آب مى ريزد و خداى تعالى ايشان را باز آفريند. خلقى نو بر سن يكديگر.
(روض الجنان، ج ١٨، ص ٣١١)
.الثعلبى: عن اُم سلمة زوج النبى صلى الله عليه و آله أنها قالت سألت النبى صلى الله عليه و آله عن قوله تعالى: «إِنّا أَنْشَأْناهُنَّ إِنْشاءً * فَجَعَلْناهُنَّ أَبْكاراً * عُرُباً أَتْراباً» فقال: يا اُم سلمة هى اللواتى قبضن فى دار الدنيا عجائز شمطا عمشا رمصا جعلهنّ اللّه عزوجل بعد الكبر أترابا على ميلاد واحد فى الاستواء.
(تفسير الثعلبى، ج ٩، ص ٢١٠)
٧٥.ابوالفتوح: عبداللّه مسعود گفت: شبى پيش رسول بوديم و حديث مى كرديم تا پاره اى از شب بگذشت، بازگشتيم بر دگر روز با پيش رسول رفتيم، گفت: من دوش در خواب پيغامبران گذاشته را ديدم و اتباع ايشان را بر من عرض كردند، پيغامبر بود كه او را گروهى امت بودند و بود كه او را كم از آن امّت بودند و بود كه امتش سه كس نبودند و بود كه امتش يك مرد بود و بود كه او را هيچ امت نبود تا موسى را ديدم كه مى آمد با جماعتى بسيار از بنى اسرائيل. گفتم: بار خدايا اين كيست؟ گفت: برادر توست موسى بن عمران و اين امت اويند كه با اواند. گفتم بار خدايا امّت من كجااند؟ گفت: به دست راست بنگر، بنگريدم صحراى مكّه ديدم چندانى كه چشم رسيد، به مردان پر شده، گفتم: بار خدايا اينان كيستند؟ گفت: امت تواند، راضى شدى؟ گفتم: راضى شدم گفت: از چپ نگاه كن، هم چندان كه از پيش مردم ديدم، گفتم: بار خدايا اينان كه اند؟ گفت: امت تو، راضى شدى؟ گفتم: بار خدايا راضى شدم. گفت: در ميان اينان هفتاد هزار مردان اند كه فرداى قيامت بى شمار به بهشت روند. مردى بر پاى خاست نام او عكاشه بن مِحْصَن ـ يكى از بنى