مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٢
يادآورى
در پايان لازم است يادآورى شود: بعد از روشن شدن اينكه تفسير ثعلبى از مصادر تفسير ابوالفتوح رازى بوده، به چند فايده دست مى يابيم: ١. در تجديد چاپ اين دو كتاب، موارد فراوانى به كمك مقايسه تصحيح مى شود؛ بخصوص كه در چاپ كنونى تفسير ثعلبى، به سبب اينكه نسخه خطى آن درست خوانده نشده و يا غلط بوده است، غلطهاى فاحشى راه يافته است. ٢. ترجمه ابوالفتوح در مواردى كه متن عربى آن در تفسير ثعلبى مشخص باشد، راهنماى خوبى براى پى بردن به سبك ترجمه عربى به فارسى در آن دوره است. ٣. نادرستى اينكه برخى گمان كرده اند ثعلبى شيعه بوده، روشن مى شود؛ زيرا ابوالفتوح رازى و يا ساير علماى شيعه مطالبى را از تفسير ثعلبى نقل كرده اند كه مى توانسته مؤيّد مذهب تشيع باشد و يا ارتباطى با تشيع و تسنن نداشته است و مطالب دال بر اينكه ثعلبى از علماى عامه بوده، در تفسيرش فراوان است. ٤. گويا ابوالفتوح رازى مصادر حديثى شيعه را در اختيار نداشته و غالباً از همين تفسير ثعلبى روايات را نقل و ترجمه كرده است. ٥ . اگر بگوييم ابوالفتوح رازى با حذف بخشى از تفسير ثعلبى و افزودن مطالبى به آنچه در تفسير ثعلبى و تفسير تبيان شيخ طوسى بوده، اين دو تفسير را تكميل و نيز ترجمه كرده است، داورى بعيدى نكرده ايم. ٦. نحوه بيان مطالب اختلافى شيعه و سنى در تفسير ابوالفتوح مانند تفسير تبيان و تفسير مجمع البيان به گونه اى است كه حتى در مجامع علمى اهل تسنن هم قابل ارائه است.