مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٤٠٣
چنين عموم از لفظ استفاده و شمول از ملاك بيرون كشيده مى شود و اين تأويل نام دارد؛ يعنى در نهايت بازگشت كلام به آن است. به اجمال به اين نمونه ارائه شده از سوى ايشان پاسخ مى گوييم و سپس شما را به مقاله دفاع از حديث در مجله علوم حديث (سال اول) ش ٢ ارجاع مى دهيم. چكيده سخن ايشان در ارتباط با تفسير آيه «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» چنين است: ظاهر آيه اين است كه مشركان مكه بعيد مى دانستند كه خداوند وحى خويش را بر يك نفر از ميان مردم فرو فرستد. لذا خداوند آنان را به اهل كتاب يعنى يهوديان و مسيحيان ارجاع مى دهد تا از آنان كه مورد اعتماد مشركان هستند، بپرسند آيا پيامبران گذشته، بشر بودند يا نبودند. ايشان مى نويسد، ظاهر اين آيه همين است، و مى افزايد كه تفسير و تطبيق اين آيه بر همه عالمان كه در رأس همه اهل بيت عليهم السلام هستند، از باب تأويل است، به اين بيان كه خصوصيات سياقى آيه حذف گردد و تنها همان ارجاع به اهل ذكر مورد توجه قرار گيرد. در اين صورت مفاد آيه مى شود رجوع جاهل به عالم، و معناى آيه تعميم مى يابد و ديگر خصوص ارجاع به اهل كتاب، آن هم براى داورى، منظور نيست؛ ولى اين معنى ديگر معناى جديدى است و به تعبير ايشان اين تفسير تفسير باطن قرآن است و ظاهر قرآن همان است كه اول بازگو شد. ما به ايشان مى گوييم امام رضا عليه السلام در مجلس مأمون مى فرمايد تفسير اهل ذكر به امامان عليهم السلامتفسير به ظاهر است، نه باطن، و تفسير اهل ذكر به امامان عليهم السلام در اين آيه بر اساس استفاده از ظاهر و محكم قرآن است، نه بر اساس باطن و تأويل آن. بنگريد: «... فقال المأمون: فهل فضّل اللّه العترة على سائر الناس. فقال الرضا عليه السلام: إنّ اللّه العزيز الجبّار فضّل العترة على سائر الناس فى محكم كتابه. فقال المأمون: أين ذلك من كتاب اللّه ؟ فقال الرضا عليه السلام: فى قوله تعالى «إِنَّ اللّهَ