مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٩٢
به دليل تعبّد ثابت شده است و بدين شكل در غير احكام كه تعبّدى در كار نيست، خبر واحد موثوق به حجّيت نمى يابد. اين گفته طرفدارانى دارد، ولى تمام نيست؛ چرا كه اولاً، اين شبهه به حريم همه روايات تفسيرى راه پيدا نمى كند و ثانياً، برخى از روايات تفسيرى مربوط به احكام است و در جايى است كه تعبّد معناى روشنى دارد و يا با تأمّل در روايت تفسيرى و تعمّق در آن، حقيقت معناى آيه برايمان آشكار مى شود؛ به گونه اى كه ديگر لازم نيست تعبّداً روايت را بپذيريم؛ بلكه در سايه توجّه به روايت تفسيرى، حقيقت تفسير آيه آشكار شده است. در اين موارد ديگر نيازى نيست حجّيت و اعتبار روايت به اثبات رسد؛ بلكه روايت، هدايت و راهگشايى خود را دارد و ما را در راه رسيدن به تفسير واقعى قرآن يارى مى رساند. از اين فراتر بگوييم: ما بر اين اعتقاديم كه اگر عالم و فقيه دينى با احاديث آشنا باشد، مى تواند بهره كاملى از روايات تفسيرى ببرد و تنها راه اين نيست كه روايت متواتر و يا واحد محفوف به قرينه قطعى و يا اطمينان ساز باشد؛ بلكه يك اشاره در روايت كافى است كه كارشناس تفسير و دين را راهبرى كند و او را به سرمنزل مقصود برساند. كسى كه در سايه روايات تفسيرى حركت مى كند و با روايات معصومان و شيوه بيانى آنان و ويژگيهاى گفتارى آنان آشناست، به خوبى مى تواند به قرآن راه يابد و حقايق قرآنى در سايه تفسير روايات برايش منكشف شود. پس روايت مى تواند راهگشايى خود را در تفسير داشته باشد؛ گرچه از حجّيت و اعتبار برخوردار نباشد. (دقّت شود)
جواب شبهه دوم
تطبيق، يكى از بهترين شيوه هاى تفسيرى است. همان گونه كه يك مثال گاه در روشن شدن بحثى كاملاً مؤثر است، تطبيق يك آيه بر موردى در روشن شدن آن آيه