مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٨٧
اين روايات روش فهم قرآن و اصول لازم براى دستيابى به قرآن را به ما تعليم مى دهد و دست ما را مى گيرد و به عمق قرآن مى برد و پرده از حقيقتهاى قرآنى برمى گيرد؛ آن گونه كه هرگز براى كسى بدون اين راهنمايى ميسّر نيست. اعتبار اين روايات تفسيرى، اعتبار مطلوبى است و اين مجموعه روايات مورد توجّه عالمان و مفسّران شيعى بوده است. ما هر چه بيشتر به اين روايات نزديك شويم و بر محور آنها به تفسير قرآن بپردازيم، نزديكى بيشتر ما را به فهم قرآن در پى خواهد داشت. آن زمان احساس مى كنيم كه چقدر ديگران از قرآن دور مانده اند و با حقيقت آن بيگانه اند؛ گرچه كتابها بنويسند و سخنها بگويند و هر چه دارند و ندارند را رو كنند. يك سخن امام برتر از همه اينهاست و يك نگاه تفسيرى امام به آيه اى از قرآن جلوتر از همه اينها. نگاه امام و سخن تفسيرى وى هدايتگر و نگاه ديگران و سخنان آنان گمراه كننده است. يك تشبيه ساده در اين قضيه حقيقت را فراسويمان تابناك تر مى سازد: بنگريد چگونه است كه همه نمى توانند اين مجموعه وحى را از خداوند بگيرند و تنها پيامبر خداست كه جايگاه اين فيض الهى مى شود و اين مجموعه به وى وحى مى گردد و ديگران همه بايد اين مجموعه را از وى بگيرند. او سفير الهى است، او واسطه خداوند است. همين طور فهم درست و كامل اين مجموعه، تنها و تنها از طريق وى امكان پذير است. او اين فهم را در امامان معصوم عليهم السلام به ارث گذاشته است و هر كس كه مى خواهد، بايد از اين راه به فهم اصيل و بنيادين و جامع دست يابد. با اين توجه، روايات تفسيرى در كنار قرآن براى فهم قرآن قرار مى گيرد. ما در تفسير قرآن به محوريت روايات تفسيرى براى فهم درست قرآن و مصونيّت از اشتباه معتقديم.