مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٨٠
١٦.٦. ياد خدا
ابوالفتوح در ميدانهاى سير و سلوك، چابك سوارى تيز پاست و براى تكميل بحث خود از هر درى سخنى مى گويد. وى در تفسير «وَ لَذِكْرُ اللّهِ أَكْبَرُ» [١] از رسول خدا به نقل از ابوهريره مى گويد: أنا عند ظنّ عبدى و أنا مع عبدى اذا ذكرنى، فان ذكرنى فى نفسه ذكرته فى نفسى و ان ذكرنى فى ملاء، ذكرته فى ملاء خير منهم. و ان تقرّب الىّ شبرا، تقربت اليه ذراعا و ان تقرب الىّ ذراعا، تقرّبت اليه باعا و من أتانى مشيا أتيته هرولة. [٢]
١٧.٦. شعر و شاعرى
در مورد آيات ٢٢٤ تا٢٢٧ سوره شعرا در مذمت شعر و شاعرى،سخنانى گفته شده و از ميان شاعران كسانى هم استثنا گرديده اند. ابوالفتوح اشعار حسان را در غديرخم و اينكه رسول گفت: «لا زلت مؤيدا بروح القدس ما نصرتنا بلسانك»، را نقل مى كند و نيز اشعارى از دعبل را در محضر رضا عليه السلام مى آورد كه مورد تأييد امام قرار مى گيرد و مى فرمايد: نفث بها روح القدس على لسانك. ابوالفتوح روايتى از ابوهريره نقل مى كند كه يك روز حسان در مسجد رسول شعر مى خواند. عُمرخطاب بگذشت وبه خشم در او نگريست. حسان گفت: چه مى نگرى؟ من اينجا شعر خواندم و بهتر از تو حاضر بود ـ يعنى رسول ـ او گفت يا اباهريره! به خداى برتو شنيدى كه رسول مرا گفت و عبداللّه بن رواحه و كعب بن مالك را اللهمّ ايدهم بروح القدس. گفت: نعم. [٣]
[١] عنكبوت (٢٩): آيه ٤٥.[٢] روض الجنان، ج١٥، ص٢١٣.[٣] همان، ج ١٤، ص ٣٧٠.