مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٦٩
كه در روز قيامت باشد و خلايق در زمين قيامت بدارند. حق تعالى خلقان را به حكومت خواند. خلقان در زانو افتاده؛ چنان كه متحاكمان باشند. ابوهريره سپس سه دسته را بر مى شمارد كه در پيش خدا آورند. حافظان قرآن، جنگجويان در راه خدا و انفاقگران و خداوند آنان را محاكمه نموده كه اعمال شما ريا بود. آن گاه رسول خدا دست بر زانوى من زد و گفت: يا اباهريره! ايشان اول كس باشند كه خداى تعالى دوزخ به ايشان بتابد. {-١-}
٤.٤. عزرائيل و موسى عليه السلام
بخشى از روايات ابوهريره، كه ابوالفتوح در تفسيرش آورده، مربوط به داستان پيامبران است. همّام بن منبه روايت كرد از ابوهريره كه رسول گفت: چون ملك الموت به موسى آمد و گفت: أجب ربّك. او مرگ را كاره بود؛ او را خوش نيامد. حق تعالى وحى كرد به موسى كه يا موسى! دست در پشت گاوى نه، نه چندانى كه در زير تو آيد از موى او، من تو را به هر يك موى يكسال زندگانى دهم اگر خواهى و لكن عاقبت مرگ باشد. گفت: بار خدايا! نخواهم، قبض روح من كن. [٢]
٥.٤. تهمت بنى اسرائيل به موسى عليه السلام
ابوالفتوح در شأن نزول آيه «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَكُونُوا كَالَّذِينَ آذَوْا مُوسى فَبَرَّأَهُ اللّهُ مِمّا قالُوا» [٣] از ابوهريره داستان تهمت بنى اسرائيل به موسى را نقل مى كند. [٤]
٦.٤. قصه داوود عليه السلام و اوريا
ابوهريره روايت مى كند كه رسول گفت: زرقه چشم خجسته باشد و داوود عليه السلامازرق چشم بود. ابوالفتوح در قصه داوود «وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الِْمحْرابَ» [٥] گويد: بدان كه آنچه قصّاص جهّال آوردند از وجوهى و اخبارى در تفسير اين آيت و
[١] روض الجنان، ج١٠، ص٢٣٩.[٢] همان، ج٦، ص٣٢٦.[٣] احزاب (٣٣): آيه ٦٩.[٤] روض الجنان، ج١٦، ص٢٤-٢٦.[٥] ص (٣٨): آيه ٢١.