مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٦٧
خود. ابوهريره روايت مى كند كه رسول جماعتى رابه غزايى فرستاد، خواست تا برايشان اميرى كند. يك يك راپيش خواند و گفت تو از قرآن چه دانى؟ هر كس مى گفت كه فلان سوره دانم؛ تا جوانى پيش آمد به سال از همه كهتر، گفت: يا رسول! من سورة البقره دانم. گفت: تو را امير كردم برايتان. گفتند: يا رسول اللّه ! اين جوان را چگونه بر ما پيران امير مى كنى؟ گفت: معه سورة البقرة؛ او سوره بقره داند و شما ندانيد. يا عجب! اگر جوانى سورتى داند كه پيران ندانستند، استحقاق امارات يافت بر ايشان، پس جوانمردى كه جمله سور قرآن داند و داند كه در قرآن محكم كدام است و مشابه كدام و منسوخ كدام و مجمل كدام و مفصل كدام و بيرون از آن از توريت و انجيل و زبور حكم كند در ميان اهلش، عجب باشد اگر مستحق امارت و امامت بود! {-١-}
٤. استفاده از اقوال و روايات ابوالفتوح در مباحث تاريخى و افسانه پردازى
١.٤. حرم شدن مكّه
بحثى است كه آيا مكه از آغاز آفرينش زمين و خلقت آدم حرم بوده و يا از زمان ابراهيم عليه السلام حرم شد؟ ابوالفتوح ابتدا روايتى را از ابن عباس نقل كرده كه مضمون آن حرم بودن مكه از آغاز آفرينش است و آيه هشتم سوره ابراهيم را شاهد آورده كه او گفت: «رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الُْمحَرَّمِ» ، و قول ديگر را از ابوهريره نقل مى كند كه وى مكه را كه حرم بود، حرام كرد. ابوالفتوح بعد مى گويد: قول اول درست تر است؛ گرچه سعى مى كند بين دو قول معاضدت و جمع نمايد. [٢]
٢.٤. تصويرپردازى
يكى از رمزهاى نشر و ماندگارى روايات نقل شده از ابوهريره را مى توان
[١] روض الجنان، ج١، ص٩٢.[٢] همان، ج٢، ص١٥٩.