مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٥٠
وصايت و وزارت على عليه السلام از رسول خدا نقل شده بود، الگو قرار دهند و براى آنها مشابه سازى نمايند و آنها را تحت الشعاع اين احاديث دروغين قرار دهند. ابوهريره مى گويد: وقتى كه جبرئيل با پيامبر بود، ابوبكر از آنجا گذشت. پيامبر فرمود: اين ابوبكر است، آيا او را مى شناسى؟ جبرئيل فرمود: هر آينه او در آسمان معروف تر است تا زمين و فرشتگان او را به نام بردبار قريش مى شناسند و او وزير تو در زمانت و خليفه تو پس از وفاتت است. [١] ماوردى از ابوهريره به نقل از رسول خدا نوشته است: آن حضرت به حفصه (دختر عمر) فرمود: آيا به تو بشارتى ندهم؟ وى گفت: چرا. حضرت فرمود: حكومت پس از من به ابوبكر و پس از آن به پدرت مى رسد، ولى اين راپنهان بدار. وى مى گويد: بر عايشه وارد شدم و به وى گفتم: اى دختر ابوبكر! تو را بشارتى ندهم؟ گفت: به چه امرى؟ و جريان را براى وى گفتم و وى را از افشاى آن برحذر داشتم. در اين باره بود كه خداوند آيه «يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ ما أَحَلَّ اللّهُ لَكَ تَبْتَغِي مَرْضاتَ أَزْواجِكَ» [٢] را نازل كرد. [٣] نيز وى روايت مى كند كه بهشت و دوزخ به يكديگر تفاخر كردند. دوزخ به بهشت گفت: منزلت من بيش از توست. بهشت گفت: براى چه؟ دوزخ جواب داد: چون فرعونها و جباران و پادشاهان و فرزندان آنان در من جاى دارند. خداوند به بهشت وحى فرستاد كه تو هم بگو: برترى با من است؛ زيرا خداوند مرا مزيّن كرده با ابوبكر و عمر. [٤]
[١] الغدير، امينى، ج٥، ص٥٤٩.[٢] تحريم (٦٦): آيه ١.[٣] اعلام النبوة، ص١٣٥؛ الغدير، امينى، ج٥، ص٥٥٥.[٤] الغدير، امينى، ج٥، ص ٥٠١.