مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٤٨
در دل دارد، و الاّ من به دوزخش دارم و باك ندارد. [١] ابو هريره مى گويد: چون روز غدير خم شد، كه همان هجدهم ذى حجه است، پيامبر فرمود: هر كه من مولاى اويم، على مولاى اوست و خداوند نازل كرد: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ» [٢] . همچنين وى مى گويد: معاذ بن جبل را ديدم كه به على بن ابى طالب خيره مى شد. گفتم: چه شده كه به على خيره نگاه مى كنى؛ گويى كه هيچ گاه او را نديده اى؟ گفت: از پيامبر خدا شنيدم كه فرمود: نگاه كردن به چهره على، عبادت است. [٣] حديثِ «اين پرچم را فردا من به دست مردى مى سپارم كه خدا و پيامبرش دوستش دارند» را ابوهريره از رسول خدا نقل كرده كه آن حضرت اين كلام را در جنگ خيبر فرمود. [٤] و بعيد نيست كه بگوييم بخشهاى زيادى از احاديث اهل سنت كه در شأن و منزلت على عليه السلام است، به ابوهريره و ابوسعيد خدرى باز مى گردد. ابوهريره مى گويد: در غدير خم به رسول خدا نگريستم؛ در حالى كه ايستاده سخنرانى مى كرد و على عليه السلام هم در كنارش بود. پس دست او را گرفت و گفت: هر كه من مولاى اويم، اين مولاى اوست. [٥] نيز وى از رسول خدا نقل مى كند كه فرمود: در خواب به من نشان داده شد كه گويا فرزندان حكم بن ابى العاص بر منبر مى جستند؛ آن گونه كه بوزينه هابالا مى جهند و پيامبر از آن پس خندان ديده نشد. [٦] وى همچنين از رسول خدا روايت مى كند كه آن حضرت به على و حسن و حسين و فاطمه عليهم السلام نگاه كرد وفرمود: من در جنگم با آنكه با شما بجنگد و آشتى ام
[١] روض الجنان، ج٦، ص٣٦٢.[٢] مائده (٥): آيه ٣. الدرّ المنثور، ج ٣، ص ١٩.[٣] تاريخ بغداد، ج٢، ص٥١.[٤] مسند احمد بن حنبل، ج٣، ص٣٣٣.[٥] الدر المنثور، ج٣، ص١٩.[٦] المستدرك على الصحيحين، ج٤، ص٥٢٧.