مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣٣٦
دهنده سنّت تفسيرهاى قصصى است كه در تفسير نويسى فارسى نمونه هاى ممتازى مانند تفسير طبرى و تفسير سور آبادى دارد و با توجه به اينكه وى واعظى چيره دست بود، طبعا به نقل داستان و قصه علاقه خاصى نشان داده است.شيخ خود از مشاهير وعاظّ رى بوده و شيوه واعظان در مجالس وعظ و تذكير چنان است كه پس از بيان يك مقدمه كوتاه به تشريح مطلب مبادرت مى كند و در اثناى سخن، از آيات و احاديث و تمثيلات آنچه موجب عبرت و تنبّه باشد، استفاده مى كند. ابوالفتوح همين شيوه را در نهايت كاردانى و مهارت با احاطه به قرآن، احاديث، احكام فقهى، نظريات انديشمندان اسلامى و توجه به ادب فارسى در تفسير خود دنبال كرده و هر جا لازم ديده، با حكايتى از سالكان، به تشريح و توجيه مطلب پرداخته تا توجه خواننده را به خود جلب كند. وى از اخبار و آثار و سخنان مشايخ صوفيه و اشعار و كلمات قصار بزرگان بسيار آورده و در نقل قصه ها غالبا از عرائس ثعلبى تأثير پذيرفته است. [١] با مرور بر تفسير روض الجنان تبحّر مؤلف را در عرصه هاى مختلف تفسيرى از جمله قرائات، ادبيات، حديث، فقه، كلام و... مى توان فهميد. انگيزه مؤلف از نوشتن تفسير، طرح مباحث قرآنى به زبان ساده، فارسى و طرح انديشه هاى شيعى در كنار مباحث و نظريات رايج اهل سنت بوده است. وى در روش تفسيرى خود از نقل و عقل استفاده مى كند و لذا اين تفسير را در زمره تفاسير اجتهادى دانسته اند. ابوالفتوح در زمينه نقل اخبار و آثار، هم از منابع و جوامع روايى شيعه و هم از جوامع اهل سنت استفاده مى كند و به همين دليل حجم انبوه روايات صحيح و سقيم در بخش قصص و فضايل سوره ها به اين تفسير راه يافته و غالبا بدون هيچ اظهار نظرى گفتار آنان را نقل كرده است. [٢]
[١] آشنايى با تفاسير قرآن مجيد و مفسران، ص ١٢٥.[٢] شناخت نامه تفاسير، ص ١٩٦.