مجموعه مقالات كنگره شيخ ابوالفتوح رازي - جمعي از فضلا و نويسندگان - الصفحة ٣١١
على عليه السلام و از تابعين و اتباع ايشان كعب الأحبار و سعيد بن جبير و قتاده و عكرمه و قاسم بن ابى برده و عطا و مقاتل و عبدالرحمن بن سابط و زهرى و سدّى و يك روايت از عبداللّه بن عباس آن است كه: ذبيح اسحاق بود.... و اگر علما گفتند كه: ذبيح اسماعيل بود و اين [قول] عبداللّه عمر است و ابوالطفيل عامر بن واثله و سعيد بن المسيب و شعبى و حسن بصرى و يوسف بن مهران و مجاهد و ربيع انس و محمد بن كعب القرظى و كلبى و عطا و ابوالجوزا و يوسف بن ماهك، و يك روايت از عبداللّه بن عباس. و در اخبار ما اين ظاهرتر است و بيشتر؛ و اگر چه آن نيز در اخبار ما آمده است. عبداللّه عباس را پرسيدند كه ذبيح كه بود از فرزندان خليل؟ گفت: زعمت اليهود و كذبت اليهود؛ يهودان گفتند و دروغ گفتند كه ذبيح اسحاق بود. و عبداللّه عباس از رسول عليه السلام روايت كرد كه ذبيح اسماعيل بود و از جمله ادله بر آنكه ذبيح اسماعيل بود قول النبى عليه السلام: انا ابن الذبيحين؛ من پسر آن دو كشته ام. «... دليل بر اين قول از قرآن، سياقت قصه است و آنكه خداى (جل جلاله) چون از قصه ذبح بپرداخت، حديث اسحاق كرد و بشارت به او: «وَبَشَّرْناهُ بِإِسْحاقَ نَبِيًّا مِنَ الصّالِحِينَ» [١] و آنكه اهل تواريخ گفتند: اسماعيل پيشتر آمد ابراهيم را از هاجر و چون ساره را رشك آمد، ابراهيم، اسماعيل را به مكه برد و پس از آن به مدتى او را بشارت دادند به اسحاق از ساره». [٢]
١٢.٤. افسانه سرايى درباره حضرت داوود عليه السلام
ابوالفتوح رحمه الله ذيل آيه شريف: «وَ هَلْ أَتاكَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الِْمحْرابَ» [٣] چنين
[١] صافات (٣٧): آيه ١١٢.[٢] روض الجنان، ج ١٦، ص ٢١٠ ـ ٢١٣.[٣] ص (٣٨): آيه ٢١.